بازگشت به مدرسه به بهانه

این مرحله ای بزرگ از زندگی است که می تواند در نقش بندی آینده افراد، تاثیر بزرگی بگذارد. پس از آن موج جدیدی از تعهدات، شکل زندگی نوجوانی را در هم می شکند و آنچه متولد می شود، فصل جدیدی لبریز از تحرک، مشغله و دوندگی است.

این چرخه، متناوبن در گردش است و سالخوردگان، تحویل دهندگان تجربه های تلخ و شیرین هستند. در کانادا، اکثر مهاجران از مشارکت این چرخه زیبای فامیلی محروم می مانند و بسیاری به دلیل گرفتاری های گوناگون، ناگهان با فرزند رشد یافته ای روبرو می شوند که او را درست نمی شناسند. بهتر است در هر جا که هستیم نخست از حق و حقوق خود در کشوری که زندگی می کنیم آگاه باشیم.

آیا وصیت نامه داریم؟

در صورت موارد خاص چه کسی از ما نگهداری می کند؟

وکالت اموال خود را به چه کسی سپرده ایم؟

در مرحله بعد، آیا به آینده خود از جهت مالی فکر کرده ایم؟

در زمان عدم توانایی کار، آیا پولی که کفاف هزینه های ما را دهد به عنوان پس انداز داریم؟

ما روزی نیازمند پرستار خواهیم بود،آیا هزینه های این پرستار را می توانیم پرداخت کنیم؟

زندگی مشترک همه ما با موارد متعددی نگهداری می شود. قسمت اقتصادی آن برای حفظ کلبه زندگی مشترکمان پوشش جامع بیمه است. برای مثال ما بیمه عمر دریافت می کنیم که نشانه عشق است به اطرافیانمان. در این حالت ما به حفظ آنچه اندوخته ایم فکر می کنیم و به آسایش فکری که پس از ما بازماندگانمان نیازمند آن هستند.

یا در نوعی دیگر می توانیم به فرزندانمان داشتن حساب سرمایه گذاری را پیشنهاد کنیم.

شاید یک مثال ساده بتواند اهمیت پس انداز او را برای همه معلوم کند. در نظر بگیرید فرزند 25 ساله شما شروع به باز کردن این حساب کند تا سن 60 سالگی 35 سال مانده، اگر او ماهیانه 150 دلار پس انداز کند جمعا 63 هزار دلار در طول 35 سال پس انداز خواهد کرد. آیا می دانید عددی که با داشتن این حساب دریافت خواهد کرد چیست؟

فکر می کنید پرداخت ماهیانه او برای داشتن روزهای راحت بازنشستگی اینقدر ارزش ندارد؟ از آنجا که نوجوانان ما خیلی زود وارد بازار کار می شوند، آیا بهتر نیست حداقل از همان زمان به آنها بیاموزیم برای آینده شان برنامه ریزی مالی کنند؟