مثال های واقعی

این مثال‌ها بر اساس پرونده‌های واقعی تنظیم شده‌اند و جزئیات مسافر برای حفظ حریم خصوصی تغییر داده شده‌اند.

بیمه مسافرتی کانادا (توریستی- ویزیتور)

مهناز.ش

سال گذشته، پدرم برای دیدار از من به کانادا آمد. در مدت کوتاهی پس از ورود، دچار پارگی سرخرگ قلب شد و به سرعت تحت یک عمل جراحی پیچیده قرار گرفت. خوشبختانه، تمام هزینه‌های درمانی و بیمارستانی او از سوی شرکت بیمه مسافرتی پرداخت شد. امسال نیز، در سفر دوم خود به کانادا، پدرم به‌صورت اورژانسی به دلیل مشکل حاد روده تحت عمل جراحی قرار گرفت و این بار نیز تمامی هزینه‌ها توسط همان بیمه پوشش داده شد.

بی‌تردید، در کنار بهبودی سلامت پدرم، بهره‌مندی از بیمه مسافرتی تصمیمی حیاتی بود؛ چراکه در غیر این صورت، رویارویی با هزینه‌های سنگین درمانی ممکن نبود.

آقای نوری

در پاییز ۲۰۲۱، آقای نوری ۵۲ ساله به همراه همسر ۵۰ ساله خود برای دیدار با دخترشان به کانادا سفر کرده بودند و در شهر ریچموند هیل اقامت داشتند. در نیمه‌های شب، آقای نوری دچار درد شدید شکمی شد و پس از تماس با خدمات اضطراری، با آمبولانس به بیمارستان منتقل گردید. تشخیص پزشکان، سنگ صفرا بود و ایشان به‌سرعت تحت درمان قرار گرفتند و پس از چند روز از بیمارستان مرخص شدند. در این مورد نیز، بیمه مسافرتی نقش مؤثری ایفا کرد و تمامی هزینه‌ها از جمله خدمات آمبولانس و بستری در بیمارستان، که مجموعاً بالغ بر ۱۵٬۴۵۹ دلار کانادا بود، توسط شرکت بیمه پرداخت شد.

آقای کشوری

آقای کشوری به دیدار دو فرزندشان که در ۲ استان مختلف کانادا زندگی می­‌کنند می‌روند و از آنجا به همراه فرزندانشان به کشور کوبا سفر می­‌کنند. جناب کشوری پس از تکمیل فرم بیمه، که در قسمت بالاتر این صفحه درج شده، پوشش بیمه مناسب را از ما دریافت می‌کنند. این پوشش از فرودگاه ایران شروع شده و شامل تمام استان‌های کانادا، بعلاوه کشور کوبا و همچنین برگشت به ایران را پوشش می‌دهد. ایشان در تمامی سفر ضمن برخورداری از پوشش کوید در داخل کانادا، از پوشش کامل سوانح و بیماری در داخل کانادا و کوبا نیز برخوردار خواهند بود.

طبق آمارها، امسال ۲۶۲۴۰۰ نفر بازدیدکننده از خارج از کشور کانادا وارد فرودگاه‌های کانادا شده ‌اند که این آمار تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از مارس ۲۰۲۱ بوده است. در مارس ۲۰۲۲ ساکنان ایالات متحده ۲۶۶۶۰۰ سفر از طریق بنادر زمینی با حسگرهای الکترونیکی به کانادا انجام دادند که بیش از ۲۰۲۰۰۰ سفر بیشتر از مارس ۲۰۲۱ می‌باشد. در همان زمان، تعداد ساکنان کانادایی که از طریق همان فرودگاه‌های مجهز به کیوسک از سفر خارج از کشور بازگشتند، بیش از ۳۰ برابر بیشتر از مارس ۲۰۲۱ بود.

به طور مشابه، در مقایسه با مارس ۲۰۲۱ ، بیش از ۴۷۵۰۰۰ نفر بیشتر ساکن کانادا – در مجموع ۶۸۷۴۰۰ نفر – بودند که از سفرهای خود به ایالات متحده از طریق همان بنادر زمینی بازگشتند.

↑ بازگشت به فهرست


برای انتخاب بهترین و مناسب‌ترین بیمه و ارزیابی صحیح نرخ، لطفاً با ما تماس بگیرید.


بیمه‌ی افراد تازه وارد به کانادا و یا درانتظار پوشش بیمه استانی

جراحی اورژانسی کیسه صفرا

من، سارا ب.، ۳۴ ساله از انگلستان هستم. تنها سه هفته از ورودم به انتاریو می‌گذشت و هنوز در دوره انتظار ۹۰ روزه بیمه دولتی (OHIP) بودم. همه چیز برایم تازه و کمی نگران‌کننده بود. یک شب ناگهان دچار درد شدیدی در شکم شدم؛ طوری که حتی نفس کشیدن هم سخت شده بود. همسرم با عجله مرا به اورژانس رساند. پزشکان بعد از معاینه و سونوگرافی گفتند که باید فوری عمل جراحی کیسه صفرا انجام شود. تصور کنید، تنها سه هفته بعد از مهاجرت، روی تخت جراحی بودن چه استرس زیادی به همراه دارد.

خوشبختانه پیش از آمدن به کانادا با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان صحبت کرده بودم. بعد از بررسی شرایط سلامتی و بودجه من، بیمه‌ تازه‌واردان کانادا را برایم طراحی کردند که توسط شرکت بیمه‌گر صادر شد. همین بیمه تمام هزینه‌های اورژانس، جراحی، بستری و داروها را پوشش داد و باعث شد نگرانی مالی نداشته باشم. در آن شرایط پراضطراب، تنها چیزی که آرامم می‌کرد، همین پشتوانه بود. هزینه‌های درمان من شامل این موارد بود:

  • ویزیت اورژانس و سونوگرافی: ۱,۸۰۰ دلار
  • جراحی و بیهوشی: ۹,۲۰۰ دلار
  • بستری سه روزه: ۴,۵۰۰ دلار
  • داروها: ۲۸۰ دلار
    جمع کل: ۱۵,۷۸۰ دلار

تمام این مبلغ توسط بیمه پرداخت شد، بدون اینکه حتی یک دلار از جیب من هزینه شود. آن شب برایم ثابت شد که بیمه درست و مناسب فقط یک قرارداد مالی نیست؛ بلکه در لحظه بحران می‌تواند نجات‌بخش واقعی باشد. امروز که به آن تجربه فکر می‌کنم، به جای اضطراب آن روزها، آرامش و اطمینان را به یاد می‌آورم؛ آرامشی که نتیجه یک انتخاب درست و خدمات حرفه‌ای تیم شرکت بیمه رحیمیان بود.

اگر شما هم تازه وارد کانادا هستید، توصیه من این است: پیش از هر چیز بیمه مناسب برای خود و خانواده‌تان تهیه کنید؛ چون همین تصمیم ساده می‌تواند در سخت‌ترین لحظات، خیال شما را راحت و آرامش‌تان را حفظ کند.


شکستگی مچ دست

من راج هستم، ۲۸ ساله از هند. تازه یک ماه بود به منیتوبا مهاجرت کرده بودم. صبح یک روز زمستانی، وقتی از پله‌های یخ‌زده محل کارم پایین می‌رفتم، ناگهان سر خوردم و مچ دستم به شدت شکست. درد خیلی زیاد بود و حتی نمی‌توانستم گوشی را در دستم بگیرم تا کمک بخواهم. همسرم سریع گفت: « نگران نباش! من با آمبولانس تماس می‌گیرم ».

اما چیزی که بیشتر از درد نگرانم کرده بود، هزینه‌های درمان بود. هنوز در دوره انتظار ۹۰ روزه GHIP بودم و هیچ بیمه دولتی نداشتم. اما در میان آنهمه درد، به یاد آوردم که قبل از مهاجرت، برای تهیه بیمه تازه‌واردان با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان صحبت کرده بودم. آن‌ها پس از بررسی شرایط پزشکی و مالی من، بیمه سلامت تا سقف ۵۰,۰۰۰ دلار و فرانشیز ۲۵۰ دلار را پیشنهاد کرده بودند.

وقتی آمبولانس رسید، آرام‌تر شدم چون می‌دانستم هزینه‌ها پوشش داده می‌شود. در بیمارستان بعد از عکس‌برداری، مچ دستم را گچ گرفتند و چند ویزیت پیگیری هم نوشتند. همه صورت‌حساب‌ها مستقیماً برای تیم خسارت شرکت بیمه ارسال شد و کمتر از چند روز بعد، هزینه‌ها پس از کسر فرانشیز به حسابم برگشت. البته اگر قبل از رفتن به بیمارستان، با شرکت بیمه تماس میگرفتیم، اصلا لازم نبود که پولی بپردازیم و خود شرکت بیمه هماهنگی های لازم با بیمارستان را انجام میداد و بعد هزینه ها را مستقیماً به بیمارستان واریز میکرد ولی به هرحال هزینه ‌هایی که شرکت بیمه پس از کسر فرانشیز ۲۵۰ دلاری پرداخت کرد عبارتند از :

  • اورژانس و عکس‌برداری: ۱,۴۰۰ دلار
  • درمان و گچ: ۲,۱۰۰ دلار
  • ویزیت‌های پیگیری: ۳۰۰ دلار
    جمع هزینه‌ها: ۳۸۰۰ دلار
    مجموع پرداختی بیمه‌گر: ۳,۵۵۰ دلار پس از کسر فرانشیز۲۵۰ دلاری

«اگر این بیمه نبود، واقعا نمی‌دانستم چه می‌شد. یک اتفاق ساده هم می‌تواند تازه‌واردان را به دردسر بیندازد. اما بیمه رحیمیان واقعا پشتیبان من بود.»


عارضه بارداری

من ماریا. ل، ۳۰ ساله هستم. در هفته هفتم بارداری همراه همسرم به بریتیش کلمبیا مهاجرت کردیم. بزرگ‌ترین نگرانی من این بود که در دوران انتظار برای دریافت بیمه دولتی (MSP)، اگر مشکلی پیش بیاید چه اتفاقی می‌افتد. می‌ترسیدم سلامتی خودم یا فرزندم به خطر بیفتد و هزینه‌های درمانی سنگینی داشته باشیم.

به همین دلیل قبل از مهاجرت با تیم شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفتم. آن‌ها فقط به یک فرم ساده یا تاریخ بارداری بسنده نکردند، بلکه سوابق پزشکی، شرایط جسمی و حتی وضعیت مالی ما را بررسی کردند تا بیمه‌ای کاملا متناسب با نیازهایم پیشنهاد دهند. در نهایت بیمه‌ای ویژه تازه‌واردان دریافت کردم که تا هفته ۳۲ بارداری عوارض احتمالی را پوشش می‌داد و تا سقف ۲۵,۰۰۰ دلار برای هزینه‌های درمانی داشت. همین موضوع آرامش زیادی به من داد.

متاسفانه در هفته سی بارداری فشار خونم بالا رفت و خیلی زود دچار ضعف شدم. به همسرم گفتم: «باید سریع به بیمارستان برویم، حالم خوب نیست.» همسرم به‌سرعت مرا به بیمارستان رساند ولی قبل از پذیرش، شرکت بیمه را در جریان گذاشت. در بیمارستان بستری شدم و تیم پزشکی مراقبت دقیقی از من و فرزندم انجام داد و تمام هزینه‌های زیر بدون هیچ مشکلی توسط بیمه پرداخت شد:

  • بستری (۲ روز): ۶,۲۰۰ دلار
  • متخصص زنان و زایمان: ۲,۱۰۰ دلار
  • دارو و آزمایش‌ها: ۴۵۰ دلار
    مجموع پرداختی بیمه‌گر: ۸,۷۵۰ دلار

در آن روزها بارها با خودم فکر کردم: «اگر بیمه نداشتم، استرس و نگرانی‌ام چندین برابر می‌شد.» اما با این بیمه توانستم بدون دغدغه مالی، فقط روی سلامتی خود و فرزندم تمرکز کنم. این تجربه نشان داد حتی در شرایطی که فکر می‌کنیم همه چیز تحت کنترل است، بحران می‌تواند ناگهان پیش بیاید. شرکت بیمه رحیمیان با مشاوره تخصصی و طراحی بیمه متناسب برای هر فرد، همراه تازه‌واردان است تا در لحظات حساس، پشتیبانی واقعی و مطمئن داشته باشند.


حمله شدید آسم

مایکل ن. هستم، ۴۵ ساله از آفریقای جنوبی. دو ماه پیش به همراه خانواده‌ام به آلبرتا مهاجرت کردیم و هنوز در دوره‌ی انتظار برای دریافت بیمه‌ی دولتی بودیم، اما برای اطمینان خاطر، بیمه‌ی درمانی تازه‌واردان با سقف ۲۰۰,۰۰۰ دلار تهیه کرده بودم. راستش، آن موقع فکر می‌کردم این بیمه بیشتر برای «روز مبادا»ست. هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم خیلی زود به تنها تکیه‌گاهم تبدیل شود.

یک عصر سرد زمستانی، وقتی به همراه همسرم از خرید برمی‌گشتم، سرمای بی‌رحم کانادا چیزی بیش از آن بود که بدنم تاب بیاورد. به یکباره نفس‌کشیدن برایم دشوار شد. قدم‌هایم لرزان شد و حس می‌کردم هوا دیگر جایی در ریه‌هایم ندارد. همسرم هراسان با اورژانس تماس گرفت و چند دقیقه بعد، صدای آژیر آمبولانس خیابان را پر کرد. داخل آمبولانس، با هر نفسی که به سختی می‌کشیدم، یک سؤال ذهنم را رها نمی‌کرد: اگر بیمه نداشتم، چه می‌شد؟ فقط تصور هزینه‌ها کافی بود تا اضطرابم دوچندان شود.

در بیمارستان به سرعت تحت درمان اورژانسی و اکسیژن‌تراپی قرار گرفتم. یک شب بستری شدم و داروهایم را دریافت کردم. روز بعد، وقتی به خانه برگشتم و نفس کشیدن دوباره برایم عادی شد، تازه عمق ماجرا را درک کردم؛همه هزینه‌ها را بیمه پرداخت کرده بود:

  • خدمات آمبولانس: ۸۵۰ دلار
  • درمان اورژانس و اکسیژن‌تراپی: ۱,۹۰۰ دلار
  • یک روز بستری در بیمارستان: ۲,۴۰۰ دلار
  • داروها: ۱۲۰ دلار
    مجموع پرداختی بیمه‌گر: ۵,۲۷۰ دلار

امروز وقتی به آن شب پر استرس فکر می‌کنم، تنها چیزی که در ذهنم روشن است این است: داشتن بیمه نه یک انتخاب لوکس، بلکه تصمیمی است که می‌تواند زندگی و آینده شما و خانواده‌تان را نجات دهد. بیماری هیچ‌وقت خبر نمی‌دهد، اما بیمه می‌تواند درست در لحظه‌ای که به آن نیاز دارید، همراه شما باشد. اگر آن روز بیمه نداشتم، علاوه بر نگرانی از بیماری، آینده مالی خانواده‌ام هم به خطر می‌افتاد.


عفونت گوش کودک

من، لوسیا ر.، به‌تازگی همراه همسر و دو فرزندم از برزیل به ساسکاچوان آمدیم. شروع زندگی در کشور جدید پر از امید و هیجان بود، اما در عین حال می‌دانستم حتی یک بیماری ساده می‌تواند برایمان سخت و هزینه‌بر باشد؛ مخصوصاً چون هنوز در دوره انتظار GHIP بودیم و بیمه دولتی نداشتیم.

پیش از سفر، با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان صحبت کردیم. آن‌ها سوابق پزشکی ما، وضعیت سلامتی فرزندم و حتی شرایط مالی و سبک زندگی خانوادگی ما را بررسی کردند. برایم مهم بود که دیدم فقط به فروش بیمه فکر نمی‌کردند، بلکه واقعاً در تلاش بودند بیمه‌ای متناسب با نیازهای ما طراحی کنند. در نهایت، بیمه خانوادگی تازه‌واردان با سقف ۱۵۰,۰۰۰ دلار برای هر نفر صادر شد و همین تصمیم آرامش زیادی به من داد.

یک روز بعدازظهر، پسر ۶ ساله‌ام ناگهان از شدت تب و گوش درد به گریه افتاد. اضطراب زیادی گرفتم؛ تازه‌وارد بودن و نداشتن پوشش دولتی این نگرانی را دوچندان کرده بود. سریع او را نزد پزشک کودکان بردم. پس از معاینه، پزشک آزمایش‌های لازم را تجویز کرد و داروی آنتی‌بیوتیک برای درمان عفونت گوش داد.

همه کارهای مربوط به بیمه با همکاری تیم شرکت بیمه رحیمیان بسیار راحت و بی‌دردسر انجام شد. مدارک پزشکی و صورتحساب‌ها را ارسال کردیم و هزینه‌ها به‌طور کامل و سریع توسط شرکت بیمه‌گر پرداخت شدند. این هزینه‌هاعبارت بودند از:

  • ویزیت پزشک کودکان: ۲۰۰ دلار
  • آزمایش‌ها: ۱۵۰ دلار
  • داروی آنتی‌بیوتیک: ۸۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۴۳۰ دلار

پرداخت هزینه‌ها توسط شرکت بیمه باعث شد بتوانم بدون دغدغه مالی فقط روی مراقبت از فرزندم تمرکز کنم. بعد از آن تجربه، واقعاً آرامش خاطر پیدا کردم و با خودم گفتم:
«وقتی تازه به کشوری مهاجرت می‌کنی، حتی بیماری‌های ساده کودکان می‌تواند استرس زیادی ایجاد کند. اما شرکت بیمه رحیمیان نشان داد که می‌توان به پشتیبانی واقعی اعتماد داشت. آن‌ها همه شرایط و سوابق ما را بررسی کردند و بیمه‌ای دقیقاً متناسب با نیازها و بودجه خانواده‌ام طراحی کردند. این احساس امنیت در سخت‌ترین لحظات، بی‌اندازه ارزشمند بود».

↑ بازگشت به فهرست


بیمه سوپر ویزای کانادا

جراحی اورژانسی قلب

من، راجش ک.، ۶۸ ساله از هند، چند سال پیش برای دیدار خانواده‌ام به ونکوور آمده بودم و قرار بود ۱۸ ماه بمانم. تنها سه ماه از ورودم گذشته بود که یک بعدازظهر هنگام پیاده‌روی، درد شدیدی در قفسه سینه‌ام احساس کردم. قلبم تند می‌زد و نفس کشیدن سخت شده بود. پسرم که کنارم بود، با نگرانی با ۹۱۱ تماس گرفت و آمبولانس سریعاً مرا به بیمارستان رساند.

در اورژانس، پزشکان سریعاً معاینه و تست انجام دادند و تشخیص دادند که یکی از سرخرگ‌هایم مسدود شده و نیاز به آنژیوپلاستی فوری دارم. تصور کنید در کشوری غریب و دور از خانه و عزیزان، مواجه شدن با چنین وضعیت خطرناکی چه اضطراب بزرگی دارد، اما خوشبختانه پیش از سفر، پسرم با شرکت بیمه رحیمیان در خصوص بیمه سوپر ویزا صحبت کرده بود چراکه این بیمه یکی از ملزومات تعیین شده از طرف دولت کانادا برای صدور سوپر ویزا است. آن‌ها سوابق پزشکی، شرایط سلامتی و طول مدت اقامت من را بررسی کردند و بیمه سوپر ویزای کانادا را با پوشش۱۰۰,۰۰۰دلار که قابل تمدید هم بود، برایم صادرکردند. این بیمه با پوشش کامل هزینه‌های اورژانس، جراحی، بستری، دارو و پیگیری (که شامل موارد زیر بودند)، آرامش خاطر من و خانواده‌ام را فراهم کرده بود:

  • آمبولانس اورژانسی: ۸۵۰ دلار
  • بستری در بیمارستان (۵ روز): ۱۸,۵۰۰ دلار
  • جراحی و خدمات پزشکی: ۲۷,۲۰۰ دلار
  • دارو و پیگیری: ۲,۳۰۰ دلار
    مجموع پرداختی بیمه‌گر: ۴۸,۸۵۰ دلار

در آن لحظات بحرانی، داشتن بیمه، بزرگترین دلخوشی من بود زیرا تمام هزینه‌ها را پوشش داد و حتی یک دلار هم از جیب من نرفت. این تجربه به من نشان داد که بیمه سوپر ویزا فقط یک برگه قرارداد نیست؛ به طوری‌که در لحظات سخت، واقعا حس می‌کنید یک پشتیبان مطمئن کنار شماست. وقتی به آن روزها فکر می‌کنم، هم ترس و اضطراب آن لحظات را به یاد می‌آورم و هم آرامش داشتن بیمه از شرکت بیمه رحیمیان دوباره در وجودم زنده می‌شود.


زمین خوردن و شکستگی

من، ماریا ل.، ۷۲ ساله از فیلیپین، برای دیدار خانواده‌ام به میسیساگا آمده بودم و قرار بود دو سال آنجا بمانم. یک روز زمستانی، هنگام بازدید از اقوام، روی پله‌های یخ‌زده سر خوردم و زمین افتادم. درد شدیدی در لگنم حس کردم و توان حرکت نداشتم. قلبم تند می‌زد و ترس از جراحی و درد مرا فرا گرفته بود.

خوشبختانه خانواده‌ام سریع مرا به اورژانس رساندند. پزشکان تشخیص دادند که لگنم شکسته و باید فوراً جراحی شود و پین فلزی نصب شود. بعد از عمل، فیزیوتراپی شروع شد تا بتوانم دوباره راه بروم. لحظات اول بعد از حادثه، واقعا ترسناک بود، اما خیالم از بابت هزینه‌ها راحت بود چون بیمه مناسبی داشتیم، چراکه قبل از سفر، فرزندم با کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته بود.

آن‌ها سوابق پزشکی، وضعیت سلامتی و مدت اقامت من را دقیق بررسی کردند و بیمه سوپر ویزای متناسب با شرایطم را طراحی کردند. این بیمه همه هزینه‌های اورژانس، جراحی، بستری، مراقبت‌های ارتوپدی و فیزیوتراپی را تا سقف ۱۰۰,۰۰۰ دلار با فرانشیز ۵۰۰ دلاری پوشش می‌داد. این پشتوانه باعث شد تمرکز ما تنها روی درمان و بهبودی باشد و نگرانی مالی نداشته باشیم. هزینه‌های درمان به این صورت بود:

  • اورژانس و عکس‌برداری: ۲,۸۰۰ دلار
  • جراحی و مراقبت ارتوپدی: ۱۴,۶۰۰ دلار
  • بستری در بیمارستان (۷ روز): ۹,۲۰۰ دلار
  • فیزیوتراپی: ۱,۸۰۰ دلار
    جمع کل هزینه‌ها: ۲۸,۴۰۰ دلار
    مجموع پرداختی بیمه‌گر: ۲۷,۹۰۰ دلار (پس از کسر فرانشیز ۵۰۰ دلاری)

این تجربه به من ثابت کرد که بیمه سوپر ویزا فراتر از یک برگه قرارداد ساده است و در واقع وقتی زندگی ناگهان چهره سخت و غیرمنتظره‌اش را نشان می‌دهد، می‌تواند پشتیبانی واقعی باشد. وقتی به آن روزهای پراضطراب نگاه می‌کنم، از تصمیم فرزندم برای تهیه بیمه و از حرفه‌ای بودن و حمایت تیم شرکت بیمه رحیمیان بی‌نهایت سپاسگزارم.

اگر شما هم برنامه سفر طولانی به کانادا دارید، پیشنهاد من این است که پیش از حرکت، بیمه سوپر ویزای متناسب با شرایط خود را تهیه کنید؛ این تصمیم می‌تواند همان پشتوانه آرام‌بخشی باشد که در لحظات بحرانی، جان و سلامت شما و عزیزانتان را محافظت می‌کند.


درمان ذات‌الریه حاد

من، حسن ر.، ۶۵ ساله از ایران، برای دیدار خانواده‌ام به کلگری آمده بودم و قرار بود یک سال در کانادا بمانم. یک روز سرد زمستانی، ناگهان تب شدیدی گرفتم و نفس کشیدن برایم سخت شد. درد سنگینی روی قفسه سینه‌ام بود و حتی نمی‌توانستم حرکت کنم. دخترم که کنارم بود با نگرانی گفت: «بابا، حالت چطوره؟ باید سریع ببریمت دکتر!»

با آمبولانس به اورژانس منتقل شدم و لحظاتی پر از ترس پشت سر گذاشتم. ذهنم پر از سوال بود: «اگر هزینه درمان خیلی بالا باشد، باید چکار کنم؟» اما یادم آمد که قبل از سفر، فرزندم با شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته و همه سوابق پزشکی و نیازهای احتمالی من را بررسی کرده بود. آن‌ها بیمه سوپر ویزا را متناسب با شرایط من طراحی کردند که تا سقف ۱۰۰,۰۰۰دلار و بدون حتی یک دلار فرانشیز، همه هزینه‌های اورژانس، بستری، دارو و ویزیت‌های پیگیری را پوشش می‌داد. همین باعث شد آرامش پیدا کنم و نگرانی مالی نداشته باشم؛ چرا که فاصله تا پرداخت کامل هزینه‌ها، یک تماس کوتاه با شرکت بیمه‌گر بود.

پزشکان تشخیص دادند که به ذات‌الریه شدید مبتلا شده‌ام و نیاز به آنتی‌بیوتیک تزریقی و اکسیژن درمانی دارم. طی ۴ روز بستری، با مراقبت دقیق تیم پزشکی و داروهای تجویزی، کم‌کم نفس کشیدن راحت‌تر شد و مرخص شدم. هزینه‌های درمان که به طور کامل و مستقیماً توسط شرکت بیمه به بیمارستان پرداخت شد، شامل موارد زیر بود:

  • آمبولانس: ۴۵۰ دلار
  • بستری در بیمارستان (۴ روز): ۶,۸۰۰ دلار
  • دارو: ۳۰۰ دلار
  • ویزیت‌های پیگیری: ۲۵۰ دلار
    مجموع پرداختی بیمه‌گر: ۷,۸۰۰ دلار

حال که به آن روزهای سخت فکر می‌کنم، حس آرامش و اطمینان دارم. نه تنها درمانم کامل انجام شد، بلکه خانواده‌ام هم تحت فشار مالی قرار نگرفتند. داشتن بیمه سوپر ویزا با پشتیبانی حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان واقعاً ضروری است.

اگر قصد سفر طولانی یا اقامت موقت در کانادا را دارید، پیشنهاد می‌کنم قبل از سفر این بیمه را تهیه کنید؛ همان‌طور که من تجربه کردم، می‌تواند جان و آرامش شما و عزیزانتان را حفظ کند.


بیماری خفیف – مراجعه به کلینیک اورژانس

من، آییشا ح.، ۶۹ ساله از پاکستان، دو سال است که در برنابی زندگی می‌کنم. یک صبح وقتی از خواب بیدار شدم، درد شدیدی در شکم احساس کردم و حالت تهوع داشتم تا جایی که حتی نتوانستم به آشپزخانه بروم. اول فکر کردم یک سوءهاضمه ساده است، اما وقتی درد بیشتر شد، به دخترم زنگ زدم. او با نگرانی گفت: «مامان، حالت خوب نیست، بیا با هم برویم کلینیک.»

در مسیر کلینیک، ذهنم پر از اضطراب بود: «اگر هزینه‌ها زیاد باشد، چطور پرداخت کنم؟» همان لحظه یادم آمد که دوست عزیزم چند هفته قبل این بیمه را به من معرفی کرده بود و من هم بر اساس توصیه او، پیش از سفر اقدام کرده بودم. پسرم با مشاوران حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته و همه سوابق پزشکی و شرایط من را بررسی کرده بود تا بیمه‌ی سوپر ویزا با بهترین پوشش تا سقف ۱۰۰,۰۰۰دلار با فرانشیز ۱۰۰ دلاری برایم طراحی شود. همین فکر باعث شد کمی آرام شوم و تمرکزم را روی درمان بگذارم و البته تماس کوتاهی با شرکت بیمه داشته باشم تا آنها را در جریان گذاشته و از راهنمائیهای آنها بهره‌مند بشم.

در کلینیک، پس از معاینه و انجام سونوگرافی مشخص شد که سنگ صفرا دارم و نیاز به کنترل درد و پیگیری پزشکی دارم. تیم پزشکی با دقت مرا معاینه کرد و داروهای لازم را تجویز کردند. اگرچه تجربه اورژانس استرس‌آور بود، اما دانستن اینکه بیمه‌ی سوپر ویزای همه هزینه‌ها را پوشش می‌دهد، آرامش زیادی به من داد. این هزینه‌ها عبارت بودند از:

  • ویزیت اورژانس: ۲۴۰ دلار
  • سونوگرافی: ۶۰۰ دلار
  • دارو: ۸۰ دلار
    مجموع پرداختی بیمه (بعد از کسر فرانشیز ۱۰۰ دلار): ۸۲۰ دلار

احساس آرامش و اطمینانی که بعد از آن روز پیدا کردم هنوز همراه من است. شرکت بیمه صادرکننده بیمه سوپر ویزا با پشتیبانی حرفه‌ای بیمه رحیمیان نه تنها هزینه درمان را پوشش داد، بلکه استرس و نگرانی را از دوش من برداشت.

این تجربه نشان داد داشتن یک پشتوانه مطمئن در لحظات غیرمنتظره چقدر مهم و آرامش‌بخش است. وقتی می‌دانم کسی هست که مراقب من و خانواده‌ام است، می‌توانم با خیال راحت زندگی کنم. اگر قصد سفر یا اقامت موقت در کانادا را دارید، صمیمانه توصیه می‌کنم پیش از حرکت این بیمه را تهیه کنید؛ همان‌طور که دوست من به من معرفی کرد و برای من آرامش و امنیت فراهم کرد، در شرایط بحرانی شما را هم پشتیبانی خواهد کرد.

↑ بازگشت به فهرست


بیمه سفر از کانادا

مریم و بیژن

مریم با همسرش بیژن، از کانادا به اسپانیا تصمیم به مسافرت گرفته و پس از گذشت اولین روز، شب هنگام، ناگهان در ضمن شام خوردن، بیژن در ناحیه سینه احساس ناراحتی کرده و مریم به سرعت آمبولانس خبر می کند. در همان زمان, مریم با شماره تلفنی که در بیمه نامه خریداری شده از ما ذکر شده بود تماس گرفته و شرایط بیژن را توضیح می دهد.

تیم کمکهای اولیه پس از ۱۵ دقیقه سی پی آر، بیژن را به بیمارستان منتقل میکند. در بیمارستان، بیژن به کما میرود و به خاطر شرایط خاصش تحت ونتیلاتور قرار می گیرد.

از طرفی پسرشان ناصر از کانادا به اسپانیا پرواز کرده و بر سر بالین پدرش حاضرمیشود. پس از مداوای اولیه در بیمارستان اسپانیا، بیژن و پسرش ناصر، با آمبولانس هوائی برای ادامه مداوا به کانادا بر میگردند.

کل هزینه های پزشکی بیژن، شامل آمبولاس، تخت بیمارستان، مداوا و انتقال هوائی به کانادا بالغ بر ۱۶۰ هزار دلار شده است.

از این مقدار، فقط مبلغ ۳۲۸۸ دلار آن توسط بیمه دولتی بیژن در کانادا پرداخت شد. مابقی آن که حدود ۱۵۶ هزار دلار بود، توسط بیمه مسافرتی بیژن که از ما خریداری کرده بود پرداخت شد.

↑ بازگشت به فهرست


بیمه مسافرت بین استانی در داخل کانادا

حادثه اسکی در بریتیش کلمبیا

من ماریا هستم، ساکن تورنتو. زمستان گذشته به همراه همسرم برای یک سفر هفت‌روزه به ویستلر در بریتیش کلمبیا رفتم. همیشه عاشق اسکی بودم و فکر می‌کردم همه‌چیز طبق روال معمول پیش می‌رود، اما در چند ثانیه همه چیز عوض شد. یک لحظه تعادلم را از دست دادم و وقتی به خودم آمدم، فقط درد بود و صدای برانکاردی که مرا از کوه پایین می‌آوردند.

همسرم وحشت‌زده شده بود و اولین چیزی که به ذهنمان رسید، بیمه بود. خوشبختانه پیش از سفر، از شرکت بیمه رحیمیان بیمه مسافرتی با پوشش ۵,۰۰۰,۰۰۰ دلاری (با فرانشیز صفر) برای هزینه‌های اورژانسی گرفته بودیم زیرا میدانستیم بیمه استانی ما در استان‌های دیگر کارایی کافی و پوشش کامل ندارد. راستش هنگام خرید بیمه فکر می‌کردم بیشتر برای اطمینان خاطر است و هیچ‌وقت به کار نمی‌آید.

در بیمارستان گفتند چند شکستگی جدی دارم و باید فوراً جراحی شوم. ۹ روز در بیمارستان بستری شدم. همان ابتدا بیمارستان توضیح داد که بیمه‌ی انتاریو (OHIP) فقط بخشی از هزینه‌ها را می‌دهد و بقیه بر عهده‌ی خودمان است. وقتی مبلغ‌ها را شنیدیم، شوکه شدیم:

  • انتقال هوایی از کوه: ۴,۸۰۰ دلار
  • جراحی و دستمزد پزشک متخصص: ۱۲,۶۰۰ دلار
  • بستری (۹ روز): ۱۸,۹۰۰ دلار
  • داروها و تجهیزات پزشکی: ۷۸۰ دلار

جمع کل: ۳۷,۰۸۰ دلار

همسرم بلافاصله با شرکت بیمه تماس گرفت. استرس داشتیم که پروسه طولانی و پر از کاغذبازی باشد، اما برعکس، همه‌چیز ساده و روشن پیش رفت. کارشناس بیمه راهنمایی‌مان کرد، مدارک بیمارستان همان روز بررسی شد و کارها طبق روال انجام شدند.

بزرگ‌ترین آرامش ما این بود که هزینه‌ها مستقیماً توسط بیمه به بیمارستان پرداخت شد و لازم نبود از جیبمان هزینه‌ای پرداخت کنیم. در مجموع، بیش از ۳۷ هزار دلار هزینه شد که تقریباً همه‌ی آن را شرکت بیمه پوشش داد. ما فقط مبلغ کمی (۷۸۰ دلار) برای داروهای ساده پس از ترخیص پرداختیم.

وقتی به آن روزها فکر می‌کنم، با وجود تمام درد و سختی، یک چیز برایم روشن است: اگر بیمه‌ای که از شرکت بیمه رحیمیان تهیه کرده بودیم نبود، علاوه بر رنج جسمی باید بار سنگین مالی را هم تحمل می‌کردیم. امروز به هرکسی که می‌خواهد سفر برون‌شهری یا بین‌استانی برود، اولین توصیه‌ام همین است: بیمه مسافرتی را جدی بگیرید. آرامشی که در لحظه‌های سخت به شما می‌دهد، بی‌قیمت است.


سکته قلبی در آلبرتا

من دنیل هستم، اهل هالیفکس در نوا اسکوشیا با پوشش MSI. همیشه سفرهای کاری کوتاه برایم عادی بود، اما سفر پنج‌روزه‌ اخیرم به همراه همسرم به کلگری بسیار متفاوت بود. صبح روز دوم سفر، ناگهان دچار درد شدید قفسه سینه شدم و نفس کشیدن برایم سخت شد. ابتدا فکر کردم خستگی یا تغییر ارتفاع است، اما وقتی همکارانم مرا به بیمارستان رساندند، پزشکان گفتند سکته قلبی خفیف داشته‌ام. همان لحظه دنیا دور سرم چرخید و بیشتر از خود بیماری، نگران هزینه‌های درمان در آلبرتا شدم، چون می‌دانستم بیمه استانی من فقط در نوا اسکوشیا جواب می‌دهد.

خوشبختانه به توصیه دوستم، قبل از سفر یک بیمه مسافرتی بین‌استانی با پوشش۵,۰۰۰,۰۰۰ دلار برای شرایط اورژانسی از شرکت بیمه رحیمیان گرفته بودم. فوراً با شماره اضطراری تماس گرفتم و تیم پشتیبانی بیمه با آرامش همه جزئیات پرونده‌ام را گرفتند و با بیمارستان هماهنگ کردند. آن‌ها هزینه بستری، آزمایش‌ها و حتی اقامت همسرم را پرداخت کردند و بازگشتم به خانه را هم با پرستار همراه فراهم کردند. در تمام هفت روز بستری، هیچ نگرانی مالی نداشتم و همه چیز تحت کنترل بود. ریز پرداختی بیمه اینگونه بود:

  • مشاوره قلب و آزمایش‌ها: ۶,۴۰۰ دلار
  • بستری (۷ روز): ۱۴,۳۰۰ دلار
  • پرواز برگشت با همراهی پرستار: ۴,۲۰۰ دلار
  • اقامت و هزینه‌های همسر در محل بستری: ۱,۰۵۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۲۵,۹۵۰ دلار

این تجربه برایم ثابت کرد که بیمه فقط یک قرارداد نیست؛ در لحظه‌های بحرانی، به معنای واقعی پشتیبان زندگی‌تان است. آرامشی که از شرکت بیمه رحیمیان گرفتم، هم از نظر مالی و هم روحی بی‌نظیر بود. حالا هر وقت کسی قصد سفر بین‌استانی دارد، اولین حرف من این است: «بیمه را فراموش نکنید؛ چون آرامش ذهنی در سخت‌ترین شرایط ارزشمندتر از هر چیز دیگری است».


حادثه ATV در کبک شمالی

اسم من ادوارد است و اهل وینی‌پگ، منیتوبا هستم با پوشش Manitoba Health. همیشه عاشق ماجراجویی در خارج از شهر بوده‌ام و یک آخر هفته برای تجربه ATV به مناطق دورافتاده کبک رفتم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یک لحظه بی‌احتیاطی، زندگی‌ام را تا این حد تحت تأثیر قرار دهد. در مسیر خاکی، ATV  واژگون شد و بلافاصله درد شدیدی در کمرم حس کردم. نمی‌توانستم حرکت کنم و فهمیدم آسیب جدی به ستون فقراتم وارد شده است. هم‌سفرانم فوراً با ۹۱۱ تماس گرفتند. می‌دانستم هزینه انتقال و درمان در آن منطقه دورافتاده بسیار بالا خواهد بود.

خوشبختانه قبل از سفر، طبق توصیه مشاور بیمه، یک بیمه مسافرتی بین‌استانی با پوشش۵,۰۰۰,۰۰۰ دلار برای هزینه‌های اورژانسی به‌علاوه‌ی تخلیه پزشکی با هلی‌کوپتر، از شرکت بیمه رحیمیان گرفته بودم. همان لحظه با تیم پشتیبانی بیمه تماس گرفتم و آن‌ها با صبر و آرامش، همه مراحل پزشکی، جراحی و بستری را هماهنگ کردند. هلی‌کوپتر امدادی آمد و مرا به بیمارستان رساند، سپس جراحی ستون فقرات انجام شد و پس از ۱۲ روز بستری، توانبخشی اولیه شروع شد. ریز هزینه‌ها به شرح زیر بود:

  • تخلیه پزشکی با هلی‌کوپتر: ۱۲,۴۰۰ دلار
  • جراحی ستون فقرات: ۲۷,۸۰۰ دلار
  • بستری (۱۲ روز): ۲۱,۶۰۰ دلار
  • توانبخشی اولیه: ۲,۲۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۶۴,۰۰۰ دلار

وقتی به آن روزهای پراضطراب فکر می‌کنم، تازه می‌فهمم داشتن بیمه معتبر یعنی داشتن یک پشتیبان واقعی که در سخت‌ترین شرایط زندگی کنار توست. آرامشی که شرکت بیمه به من داد، نه تنها از نظر مالی اطمینان‌بخش بود، بلکه اضطراب ناشی از آسیب و بستری شدن در بیمارستان را هم کاهش داد. حالا هر کسی که قصد سفر به مناطق دورافتاده یا حتی یک سفر کوتاه در کانادا دارد، توصیه من این است: «حتماً یک بیمه جامع و مطمئن داشته باشید؛ تجربه من نشان داد که این تصمیم می‌تواند تفاوت بین یک فاجعه و بازگشت امن و آرام به خانه باشد.»


ذات‌الریه شدید در پرنس ادوارد آیلند

اسم من کامران است و اهل کلگری، آلبرتا هستم با پوشش AHCIP . همیشه عاشق سفرهای خانوادگی بوده‌ام و تابستان گذشته تصمیم گرفتیم به پرنس ادوارد آیلند برویم تا چند روز کنار ساحل آرامش داشته باشیم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این سفر پرخاطره، به یکی از استرس‌زا‌ترین تجربه‌های زندگی‌ام تبدیل شود. وسط سفر، ناگهان تب شدیدی گرفتم، نفس‌کشیدن سخت شد و درد شدیدی در قفسه سینه حس کردم. همسرم فوراً با ۹۱۱ تماس گرفت و اضطرابم بیشتر شد؛ هم نگران حال خودم بودم و هم ازهزینه‌های بسیار بالای پزشکی در این جزیره کوچک مضطرب بودم.

خوشبختانه قبل از سفر با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان صحبت کرده بودم. آن‌ها تمام سوابق پزشکی من، شرایط سلامتی، مدت اقامت و سبک سفر خانوادگی را بررسی کردند و بهترین بیمه مسافرتی بین‌استانی را با پوشش۵,۰۰۰,۰۰۰ دلار برای هزینه‌های اورژانس شامل ICU و بستری طولانی، بدون محدودیت غیرمنطقی و با ارزیابی دقیق پزشکی برایم طراحی کردند. همین باعث شد بتوانم با آرامش به تیم امدادی و پزشکان اعتماد کنم و مراحل بستری در ICU به مدت ۵ روز و سپس بخش عمومی به مدت ۷ روز به خوبی طی شد. هزینه‌ها به شرح زیر بودند که توسط شرکت بیمه پرداخت شد:

  • ICU (۵ روز): ۱۳,۵۰۰ دلار
  • بستری (۷ روز بعد از ICU): ۱۰,۲۰۰ دلار
  • مشاوره‌های تخصصی: ۳,۴۰۰ دلار
  • دارو: ۴۸۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۲۷,۵۸۰ دلار

این تجربه به من ثابت کرد که بیمه معتبر فقط یک برگه قرارداد نیست، بلکه یک پشتیبان واقعی در بحران‌های غیرمنتظره است. آرامش و حمایت حرفه‌ای تیم شرکت بیمه رحیمیان باعث شد بتوانم روی بهبودی تمرکز کنم و دغدغه هزینه‌ها را فراموش کنم. حالا به هر کسی که قصد سفر در کانادا یا مناطق دورافتاده را دارد، توصیه می‌کنم: «حتماً بیمه جامع داشته باشید؛ این تصمیم می‌تواند فرق بین یک تجربه پراضطراب و بازگشت امن به خانه باشد.»


آسیب سر کودک در انتاریو

اسم من فاطمه است و همراه همسرم و پسر هشت ساله‌ام، رضا، از ساسکاچوان به انتاریو آمده بودیم تا دو هفته تعطیلات پرهیجان کنار خانواده داشته باشیم. فکرش را نمی‌کردم روزی که رضا در زمین بازی سرگرم بود، ناگهان سر بخورد و به زمین بیفتد. ضربه به سرش شدید بود، صورتش خون‌آلود شد و یکی از دندان‌هایش شکست. قلبم از ترس فشرده شد و تنها کاری که می‌توانستم انجام دهم، در آغوش گرفتنش بود.

قبل از سفر، با تیم حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته بودم. آن‌ها سوابق پزشکی رضا، شرایط سفر و ریسک‌های احتمالی را بررسی کردند و بیمه‌ای جامع برای ما طراحی کردند: ۵ میلیون دلار پوشش هزینه‌های اورژانسی و ۲,۰۰۰ دلار برای دندانپزشکی اضطراری. همین که می‌دانستم در صورت بروز مشکل، پشتوانه واقعی دارم، بخش زیادی از اضطرابم کم شد.

رضا فوراً به اورژانس منتقل شد، تصویربرداری انجام شد و سپس تحت درمان جراح پلاستیک و ترمیم فوری دندان قرار گرفت. تمام هزینه‌ها شامل ۲,۹۰۰ دلار اورژانس و تصویربرداری، ۳,۲۰۰ دلار جراحی پلاستیک و ۱,۶۰۰ دلار ترمیم دندان، توسط بیمه پرداخت شد و هیچ نگرانی مالی باقی نماند.

این حادثه نشان داد که داشتن بیمه درست، تنها یک قرارداد کاغذی نیست و در لحظات سخت، یک پشتوانه واقعی است. پشتیبانی تیم شرکت بیمه رحیمیان به من اجازه داد که نگرانی مالی را کنار بگذارم و تمام توجه خود را روی مراقبت از رضا متمرکز کنم. حالا وقتی به آن روزها فکر می‌کنم، مطمئنم هر خانواده‌ای که قصد سفر بین استان‌ها یا رفتن به مناطق دورافتاده کانادا را دارد، باید بیمه‌ای کامل و مناسب داشته باشد؛ چنین تصمیمی می‌تواند تفاوت بین تجربه‌ای پراضطراب و بازگشتی امن و آرام به خانه باشد.

مشخصات:

  • خانواده‌ای از ساسکاچوان با پوشش Saskatchewan Health، سفر ۲ هفته‌ای به انتاریو
  • پوشش بیمه: ۵,۰۰۰,۰۰۰ دلار هزینه‌های اورژانسی + دندانپزشکی اضطراری تا ۲,۰۰۰ دلار

اتفاق:
کودک ۸ ساله در زمین بازی افتاد و دچار ضربه مغزی و آسیب صورت شد که نیاز به بخیه و ترمیم فوری دندان داشت.

نتیجه خسارت:

  • اورژانس و تصویربرداری: ۲,۹۰۰ دلار
  • جراح پلاستیک: ۳,۲۰۰ دلار
  • ترمیم اضطراری دندان: ۱,۶۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۷,۷۰۰ دلار

↑ بازگشت به فهرست


بیمه تحصیلی دانشجویان بین‌المللی

جراحی آپاندیسیت

اسم من لوئیس است و دانشجوی ۲۱ ساله اهل برزیل هستم که برای ادامه تحصیل در یک دوره دو ساله، به تورنتو آمده‌ام. چند هفته اول پرازهیجان، تجربه‌های تازه و آشنایی با شهر و زندگی جدید بود، اما یک روز صبح ناگهان درد شدیدی در شکمم احساس کردم و تب امانم را برید. ابتدا فکر کردم چیزی جدی نیست، اما وقتی درد غیرقابل تحمل شد، با کمک هم اتاقیم به اورژانس رفتم و در طول مسیر از او خواستم که با شرکت بیمه تماس بگیرد و موضوع را به اطلاع آنها برساند؛ چرا که خوشبختانه قبل از شروع تحصیل، با تیم متخصص شرکت بیمه رحیمیان صحبت کرده بودم. تمام سوابق پزشکی من بررسی شد، شرایط تحصیلی و سبک زندگی‌ام سنجیده شد و در نهایت بیمه‌ای متناسب با نیازم طراحی کردند: بیمه سلامت دانشجویان بین‌المللی با سقف ۲ میلیون دلار و بدون فرانشیز. این موضوع باعث شد حتی در آن لحظات پرتنش، با اطمینان بیشتری برای دریافت مراقبت پزشکی اقدام کنم.

پزشکان پس از معاینه سریع، پزشکان تشخیص آپاندیسیت حاد دادند و گفتند که باید فوراً جراحی شوم. عمل آپاندکتومی اورژانسی انجام شد و در طول دو روز بستری در بیمارستان، تحت مراقبت کامل پزشکان و پرستاران بودم. هزینه‌ها که به طور کامل توسط بیمه پوشش داده شد، شامل موارد زیر بود:

  • ویزیت اورژانس و آزمایش‌ها: ۱,۲۰۰ دلار
  • جراحی و بیهوشی: ۹,۸۰۰ دلار
  • بستری در بیمارستان (۲ روز): ۳,۵۰۰ دلار
  • دارو و پیگیری: ۲۵۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۴,۷۵۰ دلار (۱۰۰٪ تحت پوشش)

آنچه بیش از هر چیز آرامش بخش بود، اطمینان از پشتیبانی واقعی شرکت بیمه رحیمیان بود؛ اینکه در یک کشور غریب و شرایط غیرمنتظره، کسانی هستند که مسیر درست دریافت خدمات پزشکی را می‌شناسد و به شما در این مسیر کمک می‌کنند واقعا دلگرم کننده بود. حالا به همه دوستان و همکلاسی‌هایم می‌گویم: «داشتن بیمه جامع و معتبر، نه فقط یک الزام، بلکه تضمینی است برای آرامش خاطر و امنیت در زندگی دانشجویی در کاناد».


آسیب ورزشی

اسم من راج است، ۱۹ ساله از هند و دانشجوی سال اول در یک برنامه ۴ ساله دانشگاهی در ونکوور. عاشق فوتبالم و هر آخر هفته با دوستانم در زمین دانشگاه بازی می‌کنم. یک روز وسط یک مسابقه دوستانه، وقتی برای گل زدن جلو دویدم، ناگهان پایم پیچ خورد و درد شدیدی گرفتم. بلافاصله فهمیدم که اتفاق بدی افتاده ولی امیدوار بودم که هزینه درمان این آسیب تحت پوشش بیمه باشد؛ چراکه قبل از ورود به کانادا با تیم شرکت بیمه رحیمیان صحبت کرده بودم و آن‌ها پس از بررسی سوابق پزشکی، فعالیت‌های ورزشی و شرایط مالی من، یک بیمه کامل با پوشش آسیب ورزشی، تا سقف ۱ میلیون دلار و فرانشیز ۱۰۰ دلار برایم طراحی کردند. این باعث شد بتوانم با آرامش برای درمان اقدام کنم و بدون نگرانی، شرکت صادرکننده بیمه را در جریان این اتفاق بگذارم.

بعد از رفتن به بیمارستان، تصویربرداری انجام شد و مشخص شد که رباط صلیبی قدامی پایم پاره شده است. عمل جراحی ضروری بود و پس از آن ۱۰ جلسه فیزیوتراپی داشتم تا بتوانم دوباره به فعالیت‌های روزمره برگردم. هزینه‌های این حادثه که بعد از کسر فرانشیز ۱۰۰ دلاری، تماماً توسط شرکت بیمه به بیمارستان پرداخت شد، به شرح زیر است:

  • تصویربرداری: ۹۰۰ دلار
  • جراحی و هزینه‌های بیمارستان: ۱۲,۴۰۰ دلار
  • فیزیوتراپی پس از عمل (۱۰ جلسه): ۱,۲۰۰ دلار
    جمع هزینه‌ها: ۱۴,۵۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۴,۴۰۰ دلار (پس از کسر فرانشیز ۱۰۰ دلار)

داشتن بیمه درست و مناسب فقط یک مدرک یا الزام قانونی نیست؛ بلکه پشتوانه‌ای واقعی در لحظه‌های غیرمنتظره است. حالا همیشه به دوستانم می‌گویم: «قبل از سفر یا مهاجرت به کانادا، حتماً بیمه‌ای تهیه کنید که با نیازها و سبک زندگی شما سازگار باشد؛ وقتی چنین پوششی داشته باشید، می‌توانید با خیال راحت زندگی کنید و نگران هزینه درمان نباشید».


مشاوره سلامت روان

من، لیو.چ، دانشجوی ۲۴ ساله کارشناسی ارشد در مونترال بودم و تازه وارد زندگی دانشجویی در کانادا شده بودم. روزها پر از کلاس و پروژه بود و شب‌ها با دلتنگی خانواده و فشار تحصیلی دست و پنجه نرم می‌کردم. گاهی حس می‌کردم هیچ راهی برای رهایی از این فشارها ندارم، تا اینکه تصمیم گرفتم کمک بگیرم.

قبل از شروع جلسات مشاوره، با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان صحبت کردم. آن‌ها وضعیت من از جمله سوابق تحصیلی، سلامت روان و بودجه‌ام را دقیق بررسی کردند و بیمه‌ای مناسب طراحی کردند که تمام جلسات مشاوره و تراپی را پوشش می‌داد؛ بیمه دانشجویان بین‌المللی با پوشش خدمات سلامت روان، سقف سالانه ۱۰,۰۰۰ دلار. این باعث شد با اطمینان، هر قدم درمان را پیش ببرم و نگران هزینه‌ها نباشم.

جلسات مشاوره شروع شد و کم‌کم توانستم افکارم را مرتب کنم و با فشارها روبه‌رو شوم. کل هزینه‌های انجام شده به شرح زیر بود که کاملاً تحت پوشش بیمه بود:

  • ارزیابی اولیه: ۲۰۰ دلار
  • ۸ جلسه تراپی: ۱,۶۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱,۸۰۰ دلار (کاملاً تحت پوشش در سقف بیمه)

داشتن این پوشش به من نشان داد که بیمه و حمایت حرفه‌ای واقعاً آرامش می‌آورد و نبود آن‌ها می‌توانست مرا در بحرانی عاطفی و مالی تنها بگذارد، اما کمک‌های شرکت بیمه باعث شد هر مرحله درمان با اعتماد و اطمینان پیش برود. حالا می‌توانم بدون نگرانی از هزینه‌ها، روی بهبود و زندگی جدیدم تمرکز کنم و به همه دانشجویان و تازه‌واردان توصیه کنم که سلامت روان خود را جدی بگیرند و بیمه‌ای انتخاب کنند که در لحظات دشوار، پشتیبان واقعی شما باشد. حضور کارشناسان باتجربه شرکت بیمه رحیمیان باعث شد در سخت‌ترین روزها تنها نباشم و با امید به آینده نگاه کنم.


اورژانس دندانپزشکی

جین لی هستم، دانشجوی ۲۰ ساله‌ از کره جنوبی که در برنامه سه‌ساله کالج در اتاوا تحصیل می‌کنم. هنوز هم وقتی به آن روز فکر می‌کنم، اضطراب و ترسی که داشتم را به یاد می‌آورم. صبح با دوچرخه از خوابگاه به سمت کلاس می‌رفتم که روی سنگ‌فرش لیز خوردم و دندان جلویی‌ام شکست. همان لحظه قلبم تند می‌زد و دست‌هایم یخ کرده بود. نمی‌دانستم چه کار کنم؛ تنها چیزی که به ذهنم رسید، استفاده از بیمه‌ای بود که تازه برای تحصیل در کانادا گرفته بودم؛ بیمه دانشجویان بین‌المللی با پوشش اورژانس دندانپزشکی تا سقف ۲,۰۰۰ دلار.

به محض تماس با تیم شرکت بیمه، آرام شدم. آن‌ها با دقت شرایط من را بررسی کردند، حتی درباره جزئیات حادثه پرسیدند تا مطمئن شوند درمان اورژانسی دندان تحت پوشش است. بعد هم من را به نزدیک‌ترین دندانپزشک اورژانس راهنمایی کردند و توضیح دادند چطور مدارک لازم را ارائه دهم تا هیچ نگرانی مالی نداشته باشم.

وقتی وارد کلینیک شدم، همه چیز بدون مشکل پیش رفت. معاینه، عکس‌برداری و ترمیم دندان انجام شد و با اینکه هنوز کمی استرس داشتم، مطمئن بودم هزینه‌ها به طور کامل تحت پوشش بیمه است. این هزینه‌ها عبارت بودند از:

  • معاینه اورژانسی دندان: ۱۸۰ دلار
  • عکس‌برداری: ۹۰ دلار
  • ترمیم و باندینگ دندان: ۱,۱۵۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱,۴۲۰ دلار (۱۰۰٪ تحت پوشش در سقف دندانپزشکی)

همان‌جا فهمیدم داشتن یک بیمه مناسب و مشاورانی که واقعا پیگیر هستند، چه آرامشی به همراه دارد؛ آرامشی که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. امروز تنها توصیه‌ام به دانشجویان و تازه‌واردان این است: حتما بیمه اورژانس دندانپزشکی داشته باشید و انتخاب بیمه را به تیم حرفه‌ای و قابل اعتماد شرکت بیمه رحیمیان بسپارید. هیچ‌کس نمی‌داند چه زمانی ممکن است حادثه‌ای برایش پیش بیاید، اما داشتن یک پشتیبان مطمئن می‌تواند همه‌چیز را بسیار آسان‌تر کند.

↑ بازگشت به فهرست


بیمه برای دارندگان ویزای کار کانادا

آسیب در محل کار

روایت از زبان آقای مارکوس ر.

سی‌ودو سالمه. از فیلیپین برای کار ساختمانی به آلبرتا اومده بودم. از همون روزهای اول می‌دونستم کار ساختمون شوخی نداره؛ هر لحظه ممکن بود اتفاقی بیفته. اما راستش هیچ وقت فکر نمی‌کردم این اتفاق برای من هم بیوفته.

یکی از همکارام که چند ماه زودتر اومده بود، بهم گفت: «بیمه رو دست‌کم نگیر. فقط خرید بیمه نیست، باید مطمئن باشی درست صادر شده». همون شد که به توصیه همین همکاران با شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفتم. چیزی که برام جالب بود این بود که کارشون فقط فروش بیمه نبود؛ قبل از صدور بیمه‌نامه، پرونده منو حتی از نظر شرایط پزشکی و فنی کامل بررسی کردن. بعد هم بهترین گزینه رو پیشنهاد دادن که شامل “پوشش ۱۰۰,۰۰۰ دلاری برای هزینه‌های اورژانسی پس از کسر فرانشیز ۵۰۰ دلاری” بود. واقعاً حس کردم به فکر من هستن، نه اینکه صرفاً بخوان چیزی رو بفروشن.

چند ماه گذشت تا اون روز لعنتی رسید. بالای نردبون بودم که یک‌دفعه پام لغزید. همه‌چی توی چند ثانیه اتفاق افتاد. فقط صدای برخورد و بعد هم درد وحشتناک بازوم رو احساس کردم. همکارام سریع رسوندنم بیمارستان. عکس‌برداری، جراحی ارتوپدی، سه روز بستری و بعدش هم فیزیوتراپی. توی ذهنم فقط یه سوال می‌چرخید:« چطور از پس این همه هزینه بربیام؟» چون شنیده بودم عمل و بستری توی کانادا خیلی گرونه و پوشش WCB/WSIB را به دلیل شرایط کاری خاص کارفرما نداشتم.

نتیجه این خسارت به این شرح بود:

  • اورژانس و عکس‌برداری: ۱,۸۰۰ دلار
  • جراحی و خدمات ارتوپدی: ۹,۲۰۰ دلار
  • بستری (۳ روز): ۴,۱۰۰ دلار
  • فیزیوتراپی (۶ جلسه): ۹۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۵,۵۰۰ دلار (پس از کسر فرانشیز ۵۰۰ دلاری)

راستش اولش سرم گیج ‌رفت. مجموع هزینه‌ها برای منی که کارگر موقت بودم، اصلاً قابل‌پرداخت نبود، اما اونجایی که فرق بین “خرید بیمه” و “صدور درست بیمه‌نامه” معلوم شد، همین‌جا بود. چون همکارام در راه بردن من با بیمارستان با بیمه تماس گرفته بودند و ترتیب همه چیز از قبل داده شده بود. شرکت بیمه مستقیما و بدون مشکل وارد عمل شد و بعد از کسر فرانشیز، ۱۵,۵۰۰ دلار از هزینه‌ها رو به بیمارستان پرداخت کرد.

اون لحظه بود که واقعاً به حرف دوستم رسیدم: «بیمه یک خرید معمولی نیست، بلکه یک قرارداد جدیه.» اگر بیمه‌نامه من مثل خیلی‌های دیگه فقط سرسری صادر شده بود، شاید الان علاوه بر درد بازو، با یک بحران مالی هم درگیر بودم. ولی دقت و تخصص شرکت بیمه رحیمیان باعث شد بتونم با آرامش به درمانم فکر کنم.


عمل جراحی آپاندیس

روایت از زبان خانم ماریا م.

من ۲۷ سالمه و از مکزیک برای کار در بخش هتلداری به بنفِ آلبرتا اومدم. کارم زیاد و پرمسئولیت بود، اما همیشه سعی می‌کردم همه کارهام رو درست و منظم انجام بدم. به محض ورودم به کانادا و قبل از شروع کارم، بیمه دارندگان ویزای کار کانادا را “با پوشش ۱۰۰,۰۰۰ دلار و بدون فرانشیز” تهیه کردم. اون روز صبح، یه درد مبهم در شکمم شروع شد که کم‌کم شدت گرفت. اولش سعی کردم نادیده بگیرم و ادامه بدم، اما درد هر لحظه شدیدتر می‌شد و حتی نمی‌تونستم راحت راه برم. حس کردم باید سریع برم بیمارستان، ولی ترس و اضطراب همه وجودم رو گرفته بود؛ درد، تنهایی در یه کشور غریب و فکر کردن به هزینه‌های احتمالی، واقعا ناراحت کننده بود. خوشبختانه یکی از همکارانم که به واسطه او بیمه گرفته بودم، از جریان بیمه خصوصی من خبر داشت و قبل از رسیدن آمبولانس، شرکت بیمه‌گر را از موضوع بیماری و انتقال من به بیمارستان مطلع کرد.

پس از انتقال به بیمارستان، پزشکان تشخیص آپاندیسیت حاد دادند و به‌سرعت تحت عمل جراحی قرار گرفتم. درمان موفقیت‌آمیز بود و از آنجا که بیمه من به درستی صادر شده و همکارم به موقع شرکت بیمه رو در جریان گذاشته بود، تمامی هزینه‌های سنگین بیمارستانی و جراحی توسط بیمه‌گر مستقیما به بیمارستان پرداخت شد. هزینه‌های درمان شامل موارد زیر بودند :

  • اورژانس و آزمایش‌ها: ۱,۶۰۰ دلار
  • جراحی و بیهوشی: ۸,۷۰۰ دلار
  • بستری (۲ روز): ۳,۳۰۰ دلار
  • دارو: ۲۲۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۳,۸۲۰ دلار (۱۰۰٪ تحت پوشش)

اون روزها، در اتاق بیمارستان، وقتی درد کم شد و حس کردم دوباره می‌تونم نفس بکشم، تازه متوجه شدم که داشتن بیمه درست و تخصصی یعنی چی. تخصص تیم شرکت بیمه رحیمیان نه فقط فروش بیمه، بلکه بررسی دقیق فنی و پزشکی و طراحی مناسب‌ترین بیمه است و این موضوع باعث شد در سخت‌ترین لحظات، نه تنها از نظر مالی مطمئن باشم، بلکه آرامش ذهنی پیدا کنم و روی بهبودیم تمرکز کنم.

اگر شما هم قصد دارید برای کار یا زندگی موقت به کانادا بیاید، توصیه من این است که حتماً بیمه مناسب داشته باشید. این تصمیم می‌تونه همان پشتیبانی واقعی باشه که در لحظات بحرانی، جان، سلامت و آرامش شما و خانوادتون را حفظ می‌کنه.


حادثه خارج از محل کار

من مارکوس هستم، ۳۵ سالمه و به همراه همسرم از جامائیکا برای کار فصلی کشاورزی به انتاریو آمده‌ام. یک روز بعد از کار، با چند همکار تصمیم گرفتیم فوتبال بازی کنیم تا کمی از فشار کاری و خستگی روزانه فاصله بگیریم. اما وقتی به توپ ضربه زدم ناگهان زانوم پیچ خورد و درد وحشتناکی از پا تا ستون فقراتم جریان پیدا کرد و روی زمین افتادم. همکارانم که من را در این وضعیت دیدند وحشت کردند اما من علیرغم درد و نگرانی، به بیمه خصوصی‌ای که به پیشنهاد همین همکار صمیمی، قبل از سفر به کانادا گرفته بودم؛ دلگرم بودم؛ بیمه ای با پوشش ۵۰۰,۰۰۰ دلاری و فرانشیز ۲۵۰ دلاری.

یکی از همکارانم که او هم با همسرش از جامائیکا آمده بود و با هم ارتباط نزدیکی داشتیم، موضوع حادثه رو به همسرم اطلاع داد و او هم بدون معطلی، شرکت صادرکننده بیمه رو در جریان گذاشت. با این تماس کوتاه، تیم پشتیبانی شرکت بیمه، اطلاعات لازم را دریافت کردند و با بیمارستان هماهنگ شد. آن‌ها دقیقاً به همسرم توضیح دادند که چه مدارکی لازم است و چطور هزینه‌ها مستقیم پرداخت می‌شود. این حمایت حرفه‌ای باعث شد بتوانم اضطرابم را کنترل کنم و روی مراقبت از زانوم تمرکز کنم.

در اورژانس، بعد از عکس برداری مشخص شد که مینیسک زانوم پاره شده و نیاز به عمل آرتروسکوپی فوری دارم. تیم پزشکی عمل را انجام داد و بعد از جراحی، فیزیوتراپی هشت جلسه‌ای برای بازتوانی شروع شد. نتیجه این حادثه اینگونه شد:

  • اورژانس و عکس برداری: ۱,۶۸۰ دلار
  • عمل آرتروسکوپی: ۶,۸۰۰ دلار
  • فیزیوتراپی (۸ جلسه): ۱,۲۰۰ دلار
    جمع کل هزینه: ۹,۶۸۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۹,۴۳۰ دلار (پس از کسر فرانشیز ۲۵۰ دلار)

تجربه آن روزها به من نشان داد که بیمه فقط یک قرارداد مالی نیست، بلکه یک تکیه‌گاه واقعی در سخت‌ترین لحظات زندگی است. باید بگویم وقتی دیدم همه چیز تحت پوشش و با آرامش پیش می‌رود، اضطرابم کاهش یافت و توانستم با تمرکز کامل روی بازتوانی و مراقبت از خودم تمرکز کنم.

اگر کسی قصد کار موقت یا سفر به کانادا را دارد، تجربه من ثابت می‌کند: داشتن یک بیمه جامع و مطمئن مثل بیمه شرکت بیمه رحیمیان، نه تنها هزینه‌ها را پوشش می‌دهد، بلکه اضطراب و استرس ناشی از حوادث غیرمنتظره را نیز کاهش می‌دهد و اجازه می‌دهد با آرامش کامل روی بهبود خود تمرکز کنید.


ذات‌الریه شدید

روایت از زبان آقای آندری ک.

من آندری هستم، ۴۱ ساله از اوکراین و با ورک پرمیت سه ساله در نوا اسکوشیا مشغول به کار هستم. یک روز سرد زمستان، وقتی حس کردم نفس کشیدن سخت و سرفه‌هایم شدید شده‌اند، ناگهان ترس به جانم افتاد. اولش فکر ‌کردم شاید فقط یک سرماخوردگی ساده باشد، اما تب و درد قفسه سینه خیلی زود جدی شد و دیگر توان حرکت نداشتم.

دخترم سریع تماس گرفت و گفت: «بابا، باید فوراً به بیمارستان برویم!» و من با هر سختی که بود، خودم را به اورژانس رساندم. در آن لحظات ذهنم پر از اضطراب و نگرانی‌های مالی بود؛ نمی‌دانستم هزینه‌های درمان چقدر سنگین خواهد بود. ولی یاد بیمه پزشکی خصوصی‌ای که قبل از سفر با کمک مشاوران حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان تهیه کرده بودم، دلگرمم می‌کرد. آن‌ها تمام سوابق پزشکی من و شرایط اقامتم را بررسی کرده و بهترین پوشش ممکن را تا سقف “۱۵۰,۰۰۰ دلار، بدون فرانشیز” برایم طراحی کرده بودند.

در بیمارستان، پس از معاینات دقیق، تشخیص دادند که دچار ذات‌الریه شدید شده‌ام و باید پنج روز بستری شوم و اکسیژن دریافت کنم. هر مرحله از درمان با هماهنگی تیم شرکت بیمه انجام شد؛ از تأیید فوری پوشش تا پرداخت مستقیم هزینه‌ها به بیمارستان. حس می‌کردم یک پشتیبان واقعی کنارم است و این آرامش روحی، به اندازه درمان پزشکی برایم اهمیت داشت. هزینه‌ها شامل:

  • پذیرش اورژانسی: ۱,۱۰۰ دلار
  • بستری (۵ روز): ۸,۹۰۰ دلار
  • دارو: ۳۸۰ دلار
  • ویزیت‌های پیگیری: ۲۲۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۰,۶۰۰ دلار (۱۰۰% تحت پوشش)

این تجربه به من ثابت کرد که بیمه نه تنها یک قرارداد مالی، بلکه یک تکیه‌گاه واقعی در بحران‌هاست. اگر قصد دارید برای کار یا اقامت موقت به کانادا بیایید، توصیه می‌کنم پیش از سفر، بیمه‌ای جامع و مطمئن با کمک شرکت بیمه رحیمیان تهیه کنید؛ این تصمیم می‌تواند همان پشتوانه‌ای باشد که در سخت‌ترین لحظات زندگی، جان و آرامش شما و خانواده‌تان را حفظ می‌کند.


چرا این مثال‌ها مهم هستند؟

  • نشان می‌دهند که حتی دارندگان ورک پرمیت هم در صورت نداشتن پوشش مناسب، با هزینه‌های بالای درمان مواجه می‌شوند
  • تفاوت بین حوادث کاری و غیرکاری و پوشش بیمه خصوصی را توضیح می‌دهند
  • اهمیت داشتن بیمه مناسب برای کارگران موقت و مهاجران کاری را برجسته می‌کنند

↑ بازگشت به فهرست


بیمه بارداری در سفر

عارضه بارداری

روایت از زبان خانم آنیتا ر.

من ۳۰ سالمه و از هند برای کار به بریتیش کلمبیا اومده بودم. حدود شش ماه باردار بودم و انتظار داشتم دوران بارداری با آرامش و طبق برنامه‌ریزیم بگذره اما هفته ۲۹ بارداری، ناگهان احساس کردم فشار خونم بالاست و بدنم متورم شده. ترسیده بودم و نمی‌دونستم چه اتفاقی داره می‌افته و چطور می‌تونم مراقب خودم و بچه‌ام باشم.

خوشبختانه، سریع به بیمارستان منتقل شدم و پزشکان تصمیم گرفتن که برای جلوگیری از عوارض بیشتر، زایمان زودرس انجام شود. لحظاتی که منتظر ورود به اتاق عمل بودم، ذهنم پر از نگرانی بود. اما یادم آمد که قبل از سفر، با کارشناس شرکت بیمه رحیمیان صحبت کرده بودم و پوششی مناسب برای بارداری تا هفته ۳۲ بارداری گرفته بودم. سقف پوشش ۲۵,۰۰۰ دلار بود و این یعنی می‌توانستم با آرامش ذهنی کامل روی درمان و سلامت نوزادم تمرکز کنم.

در طول بستری چهار روزه، تیم پزشکی با دقت و مراقبت کامل وضعیت من را تحت نظر قرار داده بودند و زایمانم با حضور متخصص انجام شد. هزینه‌ها شامل موارد زیر بود:

  • هزینه‌های بستری: ۹,۴۰۰ دلار
  • زایمان و خدمات متخصص: ۷,۸۰۰ دلار
  • مراقبت نوزاد برای دو روز: ۲,۶۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۹,۸۰۰ دلار

اون لحظات، وقتی دست فرزندم رو گرفتم، تازه متوجه شدم داشتن بیمه درست و تخصصی چقدر مهمه. تخصص تیم شرکت بیمه رحیمیان، بررسی دقیق فنی و پزشکی و ارائه بهترین پوشش متناسب با شرایط من، باعث شد اضطراب مالی که داشتم از بین بره و فقط روی سلامت خودم و نوزادم تمرکز کنم. اگر شما هم قصد سفر یا اقامت موقت در کانادا دارید و باردار هستید، حتماً توصیه می‌کنم پیش از سفر بیمه مناسب بارداری تهیه کنید؛ این تصمیم می‌تونه همان پشتوانه واقعی باشه که در سخت‌ترین لحظات، جان و سلامت شما و فرزندتون را حفظ کنه.

سزارین اورژانسی در سه‌ماهه سوم

من، ماریا، در هفته سی بارداری‌ام ناگهان با درد شدید شکم و خونریزی مواجه شدم. همسرم با اضطراب مرا به آمبولانس رساند. مسیر کوتاه اما پر از استرس تا بیمارستان، طولانی‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. در آن لحظات ترسناک، ذهنم پر از سوالات شد: «آیا نوزادم سالم خواهد بود؟ هزینه درمان چقدر خواهد شد؟»

اما پیش از هر چیز دیگری، به بیمه‌ای که برای این سفر تهیه کرده بودیم فکر کردم. یادم آمد که چند ماه قبل، با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته بودم و همه سوابق پزشکی، شرایط سلامتی و حتی شرایط خاص بارداری‌ام را با دقت بررسی کرده بودند. آنها نه تنها به نگرانی‌هایم گوش دادند، بلکه هر جزئیات پزشکی و فنی بیمه‌نامه را با من هماهنگ کردند تا بهترین پوشش ممکن ( ۲۵,۰۰۰ دلار+ ۵۰۰ دلار فرانشیز) را انتخاب کنم. به خودم گفتم: «این‌بار من واقعاً پشتوانه‌ای دارم که می‌توانم به آن اعتماد کنم.»

وقتی به اورژانس رسیدم، پزشکان تشخیص دادند که جفت جدا شده و فورا باید سزارین اورژانسی انجام دهم. قلبم همچنان می‌تپید، اما دانستن اینکه تمام هزینه‌ها تحت پوشش بیمه است و تیم شرکت صادرکننده بیمه آماده پیگیری جزئیات هستند، به من آرامش داد تا بتوانم روی همکاری با پزشکان و مراقبت از خودم تمرکز کنم.

عمل سزارین با موفقیت انجام شد و نوزادم به NICU منتقل شد تا مراقبت لازم را دریافت کند. چهار روز در بیمارستان بستری بودم و در این مدت تیم پزشکی از من و نوزادم مراقبت کردند و هماهنگی‌های لازم انجام شد. وقتی صورتحساب‌ها را دیدم، فهمیدم که تمام هزینه‌ها شامل آمبولانس، جراحی، بستری و مراقبت نوزاد توسط بیمه پوشش داده شده و تنها ۶۵۰ دلار شامل ۵۰۰ دلار فرانشیز برعهده ما بود. هزینه‌های انجام شده و پرداختی بیمه‌گر به شرح زیر بود:

  • آمبولانس اورژانسی: ۸۵۰ دلار
  • بستری مادر (۴ روز): ۱۲,۶۰۰ دلار
  • جراحی و هزینه متخصص: ۸,۴۰۰ دلار
  • مراقبت نوزاد در NICU (۳ روز): ۳,۸۰۰ دلار
    مبلغ کل خسارت: ۲۵,۶۵۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۲۵,۰۰۰ دلار

این تجربه باعث شد تا دوباره به اهمیت انتخاب درست بیمه و دقت در صدور آن پی ببرم. آنچه بیش از همه برایم ارزشمند بود، آرامشی بود که از همان ابتدا و با همکاری با تیم بیمه رحیمیان ایجاد شد. آنها ثابت کردند که تخصصشان فقط فروش بیمه نیست؛ بلکه صدور دقیق و صحیح بیمه است که می‌تواند تفاوت بین یک بحران پراضطراب و تجربه‌ای امن باشد.


زایمان زودرس در هفته ۲۸

من، پریا ک.، ۲۷ ساله از هند، در ونکوور همراه همسرم زندگی می‌کردم و قصد داشتم با آرامش روزهای بارداری‌ام را سپری کنم. آن روز، هنگام سفر کوتاه به ویسلر برای تفریح، ناگهان احساس کردم درد شدیدی در شکمم آغاز شده. واقعا وحشت کرده بودم و نمی‌دانستم چه اتفاقی خواهد افتاد. همسرم بلافاصله با آمبولانس تماس گرفت و من در کوتاه‌ترین زمان ممکن با آمبولانس هوایی به بیمارستان ونکوور منتقل شدم، اما تا رسیدن آمبولانس، شرکت بیمه را در جریان گذاشت زیرا چند ماه قبل، با کمک و مشاوره دقیق شرکت بیمه رحیمیان، بیمه بارداری در سفر با پوشش ۵۰,۰۰۰ دلار برای عوارض بارداری تا هفته ۳۲ و بدون هیچ فرانشیزی تهیه کرده بودم. دانستن اینکه این بیمه با بررسی دقیق تمام سوابق پزشکی من، شرایط بارداری و حتی طول مدت اقامتم طراحی و صادر شده بود، آرامشی واقعی به من داد که باعث شد بتوانم فقط روی فرزندم و بهبودی سریعترخودم تمرکز کنم.

پس از انتقال با آمبولانس هوایی، پزشکان تصمیم گرفتند زایمان زودرس را انجام دهند تا جان من و نوزادم در امان بماند. زایمان با موفقیت انجام شد، اما نوزادم به بخش مراقبت‌های ویژه اطفال منتقل شد تا تحت مراقبت‌های ویژه قرار گیرد. هر روز که به بخش مراقبت‌های ویژه می‌رفتم، نگرانی و اضطراب وجودم را فرا می‌گرفت، اما حضور و هماهنگی تیم شرکت بیمه، از پیگیری هزینه‌ها گرفته تا اطمینان از پرداخت کامل بدون کسر فرانشیز، آرامش را به ما هدیه داد. هزینه‌های این اتفاق که به طور کامل تحت پوشش بیمه قرار گرفتند، به شرح زیر بودند:

  • آمبولانس هوایی: ۵,۲۰۰ دلار
  • زایمان و خدمات پزشکی: ۱۸,۰۰۰ دلار
  • بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (۱۴ روز): ۲۶,۴۰۰ دلار
    مبلغ کل خسارت: ۴۹,۶۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۴۹,۶۰۰ دلار (کامل تحت پوشش)

این تجربه به من نشان داد که داشتن بیمه‌ای که پیش از سفر با دقت فنی و پزشکی بررسی شده و با هماهنگی کامل انتخاب شده باشد، می‌تواند تفاوت بین ترس و اضطراب مطلق و آرامش واقعی در بحرانی‌ترین لحظات باشد. تخصص تیم شرکت بیمه رحیمیان نه تنها در صدور صحیح بیمه بود، بلکه در پشتیبانی حرفه‌ای در لحظه بحران نیز نمایان شد.


مسمومیت شدید حاملگی (Preeclampsia)

من، دینا م.، ۳۵ ساله از ایران، برای شش ماه همراه همسرم به تورنتو آمده بودم. با اینکه اصلا فکر نمی‌کردم دوران بارداری‌ام در کانادا این‌قدر پرتنش شود، اما با آگاهی از هزینه‌های بالای درمان، در بدو ورود بیمه بارداری در سفر را از شرکت بیمه رحیمیان تهیه کردم؛ طرحی که هزینه‌های عوارض بارداری را تا هفته ۳۲ بارداری و سقف ۲۵,۰۰۰ دلار با فرانشیز ۱,۰۰۰ دلاری پوشش می‌داد. در هفته بیست‌ونهم بارداری بودم که ناگهان احساس سنگینی و فشار شدید در سر و بدنم کردم. فشار خونم بالا رفته بود و نفس کشیدن برایم سخت شده بود. ترس و نگرانی سراپای وجودم را فرا گرفته بود؛ هم خودم می‌ترسیدم و هم فکر می‌کردم چه بلایی ممکن است بر سر نوزادم بیاید.

با کمک همسرم به بیمارستان رفتم، اما قبل از آنکه پزشکان اقدامات اورژانسی را آغاز کنند، همسرم در تماسی کوتاه، شرکت بیمه را در جریان گذاشت. آن‌ها تشخیص دادند که دچار مسمومیت شدید بارداری (پره‌اکلامپسی) شده‌ام و برای حفظ جان من و فرزندم، زایمان زودرس با سزارین ضروری است. در آن لحظات سخت، یاد بیمه‌ای که پیش از سفر گرفته بودم دلگرمم می‌کرد.

در طول پنج روز بستری، تمام هزینه‌ها شامل بستری من، سزارین و مراقبت نوزاد که بعد از کسر فرانشیز کاملاً تحت پوشش قرار گرفتند، شامل موارد زیربودند :

  • بستری مادر (۵ روز): ۱۰,۲۰۰ دلار
  • زایمان و خدمات متخصص زنان: ۷,۸۰۰ دلار
  • مراقبت نوزاد (۲ روز): ۱,۹۰۰ دلار
    مبلغ کل خسارت: ۱۹,۹۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۸,۹۰۰ دلار پس از کسر فرانشیز ۱,۰۰۰ دلاری

تجربه این حادثه به من نشان داد که داشتن بیمه درست و پشتیبانی حرفه‌ای، نه تنها از نظر مالی، بلکه از نظر روانی نیز آرامش‌بخش است. تهیه بیمه بارداری پیش از شروع سفر باعث شد من و همسرم در سخت‌ترین لحظه‌ها فقط نگران سلامتی فرزندمان باشیم، نه هزینه‌های درمان.


سقط جنین و مراقبت اورژانسی

من، عایشه ک.، ۲۴ ساله از پاکستان، برای چهار ماه به همراه همسرم به کالگری آمده بودم. هیچ وقت فکر نمی‌کردم دوران بارداری‌ام در این سفر کوتاه چنین تجربه‌ای پراضطراب باشد اما با توجه به شرایط خاصم، قبل از سفر به کانادا، با کمک و مشاوره بی‌نظیر شرکت بیمه رحیمیان، بیمه بارداری در سفر را با پوشش عوارض بارداری تا هفته ۳۲ و سقف ۲۵,۰۰۰ دلار با فرانشیز ۱,۰۰۰ دلاری تهیه کرده بودم. هفته شانزدهم بارداری، ناگهان خونریزی شدیدی شروع شد. قلبم به شدت می‌تپید و ترس سر تا پای وجودم را فراگرفته بود؛ نمی‌دانستم چه اتفاقی افتاده و نگران بودم که خودم یا فرزندم در خطر باشیم.

با کمک همسرم فوراً به اورژانس منتقل شدم، اما قبل از آنکه مورد معاینه و مراقبت قرار بگیرم همسرم شرکت بیمه را در جریان این اتفاق قرار داد. پزشکان بعد از معاینات و سونوگرافی، تشخیص دادند که سقط ناقص رخ داده و باید فوراً عمل تخلیه رحم (D&C) انجام شود. لحظه‌ای احساس کردم کنترل همه چیز از دستم خارج شده است، اما یاد بیمه‌ای افتادم که پیش از سفر، با کمک مشاوران حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان و پس از بررسی کامل سوابق پزشکی، شرایط بارداری و نیازهای احتمالی من صادر شده بود. همین فکر باعث شد کمی آرام شوم و تمرکزم را روی درمان و همکاری با تیم پزشکی بگذارم. جزئیات هزینه‌هایی که به طور کامل، پس از کسر فرانشیز، توسط شرکت بیمه مستقیما به بیمارستان پرداخت شد، به این ترتیب بود:

  • آمبولانس: ۷۰۰ دلار
  • اورژانس و سونوگرافی: ۱,۵۰۰ دلار
  • عمل جراحی D&C: ۴,۸۰۰ دلار
  • دارو: ۱۵۰ دلار
    مجموع خسارت: ۷,۱۵۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۶,۹۰۰ دلار (پس از کسر فرانشیز۲۵۰ دلاری)

این تجربه به من نشان داد که داشتن بیمه دقیق و پشتیبانی حرفه‌ای، می‌تواند در بحران‌های غیرمنتظره، آرامش و اطمینان واقعی ایجاد کند. از همان ابتدا که با تیم شرکت بیمه رحیمیان مشورت کردم، می‌دانستم که بیمه‌نامه من بر اساس بررسی فنی و پزشکی دقیق صادر شده و بهترین پوشش ممکن را فراهم کرده است. همین موضوع باعث شد حتی در شرایط سخت، بتوانم روی بهبودی خودم تمرکز کنم و از نگرانی مالی آزاد باشم.

↑ بازگشت به فهرست


بیمه‌های غیردرمانی

لغو سفر

من، لیلا م.، ۵۲ ساله از تورنتو، مدتها بود برای تعطیلاتی ۱۴ روزه در ایتالیا برنامه‌ریزی کرده بودم. همه چیز آماده بود؛ حتی بلیت هواپیما، رزرو هتل و نقشه بازدید از شهرهای مختلف. در ذهنم بارها تصور کرده بودم که کنار کانال‌ها قدم می‌زنم و قهوه‌ای در یک کافه سنتی می‌نوشم. اما یک هفته قبل از پرواز، ناگهان در خانه پایم پیچ خورد و مچم پایم شکست و شادی تمام ماه‌ها برنامه‌ریزی به اضطراب و نگرانی تبدیل شد. نمی‌دانستم چگونه می‌توانم هزینه‌های از دست رفته را جبران کنم و آیا سفرم به طور کامل از دست رفته است یا خیر.

خوشبختانه یادم آمد قبل از سفر، با تیم حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته بودم. آن‌ها نه فقط یک بیمه ساده به من پیشنهاد دادند، بلکه تمام جزئیات برنامه سفر، ریسک‌ها و حتی شرایط احتمالی اورژانسی را بررسی کردند و بهترین پوشش غیرپزشکی شامل لغو سفر، قطع سفر و بار را برایم طراحی کردند. وقتی به یاد آوردم که بیمه چنین حمایت جامعی ارائه می‌دهد، دلگرم شدم و توانستم اضطرابم را کنترل کنم.

بعد از ارائه مدارک پزشکی مربوط به شکستگی مچ، تیم بیمه به سرعت و با دقت تمام مراحل بررسی و پرداخت خسارت را به شرح زیر انجام دادند:

  • بلیت‌های غیرقابل استرداد: ۴,۵۰۰ دلار
  • پیش‌پرداخت غیرقابل استرداد هتل: ۱,۸۰۰ دلار
  • هزینه‌های اداری: ۵۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۶,۸۰۰ دلار (۱۰۰٪ تحت پوشش)

مجموع ۶,۸۰۰ دلار، یعنی کل مبلغ سفرم، بدون هیچ نگرانی مالی پرداخت شد و توانستم آرامش ذهنی خود را دوباره به دست آورم. این تجربه به من نشان داد که داشتن بیمه درست، حتی برای اتفاقات غیرپزشکی، چقدر ارزشمند است. همان‌طور که قبل از سفر متوجه شدم، تخصص تیم شرکت بیمه رحیمیان تنها به فروش بیمه محدود نمی‌شود؛ هر بیمه‌نامه با بررسی فنی و شرایط دقیق طراحی می‌شود تا بهترین پوشش ممکن ارائه گردد. این دقت و پشتیبانی باعث شد حتی در شرایط بحرانی بتوانم بدون نگرانی مالی روی تصمیمات و برنامه‌های بعدی زندگی تمرکز کنم و آرامش واقعی را تجربه کنم.


قطع سفر

ما، کارل و النا، زوج بازنشسته‌ای از کلگری، مدت‌ها منتظر سفر دریایی به کارائیب بودیم تا چند روز آرامش واقعی را کنار دریا تجربه کنیم. همه چیز آماده بود؛ اتاق‌های کشتی، برنامه‌های تفریحی و حتی خوراکی‌های مورد علاقه‌مان. صبح روز اول، با هیجان به سمت اسکله رفتیم و در دل خودمان تصور می‌کردیم که با هر موج، دغدغه‌های روزمره را پشت سر می‌گذاریم و فقط از آرامش و طبیعت لذت می‌بریم.

اما در میانه سفر، تلفن النا زنگ خورد و صدای لرزانش خبر از اتفاق ناگهانی داد: مادرش در کانادا بستری شده بود و وضعیتش وخیم بود. لحظه‌ای نفس‌هایمان بند آمد. نمی‌دانستیم چه کنیم و اضطراب تمام وجودمان را فرا گرفته بود؛ هم از بابت حال مادر، هم از بابت بازگشت فوری و هزینه‌های غیرمنتظره‌ای که پیش رو داشتیم نگران بودیم.

یادمان آمد که قبل از سفر، با تیم حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته بودیم. آن‌ها تمام شرایط سفر، ریسک‌های احتمالی و نیازهای ما را بررسی کرده و پوشش بیمه‌ مناسبی شامل قطع سفر و بار را به ما پیشنهاد داده بودند. همین اطمینان کوچک، همانند نوری در تاریکی، کمک کرد تا بتوانیم تصمیم‌های منطقی بگیریم و سریعاً برای بازگشت به کانادا اقدام کنیم.

پس از بازگشت و ارائه مدارک، تیم بیمه به سرعت وارد عمل شد و خسارت‌های زیر را به ما پرداخت کرد تا ما بدون نگرانی مالی، تمام تمرکزمان را روی رسیدگی به خانواده بگذاریم:

  • بابت روزهای استفاده‌نشده از سفر: ۳,۲۰۰ دلار
  • هزینه تغییر پرواز: ۱,۴۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۴,۶۰۰ دلار

این تجربه به ما نشان داد که داشتن بیمه غیرپزشکی جامع و درست، حتی برای سفرهای تفریحی، تا چه اندازه اهمیت دارد. تخصص تیم شرکت بیمه رحیمیان در بررسی دقیق شرایط، ارزیابی ریسک‌ها و ارائه بهترین پوشش ممکن باعث شد حتی در لحظات بحرانی، آرامش واقعی داشته باشیم و بتوانیم با اطمینان تصمیم بگیریم. حالا هر وقت به آن روز فکر می‌کنم، می‌دانم که داشتن یک پشتوانه مطمئن، واقعا ضروری است.


گم شدن بار

من، دانیل گ.، ۳۸ ساله از ونکوور، برای یک سفر کاری به نیویورک رفته بودم. هدف سفر، ارائه چند پروژه مهم در کنفرانسی بین‌المللی بود و تمام برنامه‌ها و وسایل کاری‌ام آماده بود: لپ‌تاپ، مدارک، لباس رسمی و وسایل شخصی که برای یک هفته اقامت لازم بود.

همه چیز خوب پیش رفت تا زمانی که به مقصد رسیدم و در فرودگاه فهمیدم چمدانم ناپدید شده است. لحظه‌ای که با گیت رسیدم و چمدانم نبود، شدیدا مضطرب شدم. علاوه بر استرس کاری، باید فکر می‌کردم چطور در طول سفر بدون لباس و وسایل شخصی روزها را بگذرانم.

خوشبختانه، قبل از سفر، بیمه مسافرتی غیرپزشکی با پوشش بار و لوازم شخصی را با تیم حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان تهیه کرده بودم. همان روز اول با آن‌ها تماس گرفتم و شرایط را توضیح دادم. روند کار سریع و شفاف بود؛ مدارک گم شدن بار را ارائه دادم و تیم بیمه تمام جزئیات را بررسی کردند و به من گفتند که سقف پوشش ۲,۵۰۰ دلار است و نگران هزینه‌های جانبی نباشم.

پس از ۲۱ روز، وقتی شرکت هواپیمایی اعلام کرد چمدانم رسماً مفقود شده است، تیم شرکت بیمه بلافاصله پرداخت خسارت را انجام داد که شامل موارد زیر بودند:

  • خرید لباس جایگزین: ۱,۱۰۰ دلار
  • لوازم ضروری: ۲۰۰ دلار
  • لوازم شخصی: ۹۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۲,۲۰۰ دلار

این اتفاق نه تنها از لحاظ مالی برایم راحتی ایجاد کرد، بلکه آرامشی واقعی به من داد تا بتوانم تمرکزم را روی ارائه پروژه‌هایم بگذارم، بدون اینکه اضطراب گم شدن بار حواسم را پرت کند.

این تجربه به من نشان داد که حتی مشکلاتی که به نظر کوچک می‌آیند، می‌توانند کل سفر و برنامه کاری را تحت تاثیر قرار دهند. داشتن یک بیمه جامع و پشتیبانی حرفه‌ای، همان چیزی است که در این شرایط بحرانی باعث آرامش و اطمینان خاطر می‌شود. حالا هر بار که سفر کاری در پیش دارم، مطمئنم که پشتوانه‌ای مطمئن دارم که از من و دارایی‌هایم حفاظت می‌کند.


بیمه جامع (اورژانس پزشکی خارج از کشور)

من، الیزابت ر.، ۶۵ ساله از اتاوا، برای یک تور گروهی در اسپانیا شرکت کرده بودم. همه چیز عالی پیش می‌رفت؛ مناظر زیبا، دوستان جدید و برنامه‌های روزانه جذاب. اما در روز سوم سفر، ناگهان درد شدیدی در شکم احساس کردم که امکان حرکت را از من گرفت. همان لحظه فهمیدم باید هر چه زودتر برای درمان اقدام کنم.

با کمک راهنمای تور و همراهان گروه، به نزدیک‌ترین مرکز پزشکی منتقل شدم. پس از معاینات و سونوگرافی، تشخیص داده شد که سنگ کیسه صفرا دارم و نیاز به جراحی اورژانسی دارم. ذهنم پر از اضطراب شد؛ دور از خانه، در کشوری غریب، چه هزینه‌ای ممکن است برای من ایجاد شود؟

خوشبختانه قبل از سفر، با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته بودم و بیمه جامع برای اورژانس پزشکی، لغو و قطع سفر و بار را تهیه کرده بودم. همین که به یاد این پوشش افتادم، کمی آرام شدم. روند رسیدگی بیمه بسیار سریع و حرفه‌ای بود؛ تماس‌ها و مدارک منظم انجام شد و همه هزینه‌ها بررسی شد که عبارت بودند از :

  • جراحی اورژانسی و بستری (۵ روز): ۱۷,۸۰۰ دلار
  • داروهای نسخه‌ای: ۲۵۰ دلار
  • قطع سفر (روزهای استفاده‌نشده از تور): ۱,۲۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۱۹,۲۵۰ دلار (ترکیبی از پوشش پزشکی و غیرپزشکی)

با پرداخت ۱۹,۲۵۰ دلار توسط بیمه‌گر، هیچ نگرانی مالی باقی نماند و تمرکزم فقط روی بهبودی و استراحتم بود. این تجربه به من نشان داد که داشتن یک بیمه جامع و پشتیبانی حرفه‌ای، نه تنها آرامش خاطر را در طول سفر ایجاد می‌کند، بلکه در شرایط بحرانی، امکان ادامه سفر و مراقبت از سلامتی را بدون استرس فراهم می‌کند.


بیمه جامع (چند خسارت در یک سفر)

من، نگار و همسرم، همراه دو فرزندمان، برای تعطیلات دو هفته‌ای به فلوریدا سفر کردیم تا از سرمای ادمونتون کمی فرار کنیم و لحظات شاد و خاطره‌انگیزی کنار هم داشته باشیم. همه چیز خوب پیش می‌رفت تا روز سوم سفر که ناگهان متوجه شدیم که خودرو اجاره‌ای ما که چمدان‌هایمان نیز در آن بود ناگهان سرقت شد. واقعا شوک بزرگی بود!

در همان اضطراب اولیه، به یاد بیمه جامع خود افتادم که قبل از سفر تهیه کرده بودیم. مشاوران شرکت بیمه رحیمیان با دقت همه مدارک و شرایط ما را بررسی کرده و یک پوشش کامل شامل موارد پزشکی، لغو و قطع سفر و خسارت بار برای ما طراحی کرده بودند. همین که می‌دانستم در صورت بروز حادثه، از خودمان و داراییمان حمایت می‌شود، بخشی از ترس و نگرانی‌ام کم شد و توانستم تصمیمات بعدی را با آرامش بیشتری بگیرم.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. در روز پنجم، یکی از فرزندانمان دچار تب و سرفه شدید شد و پزشکان تشخیص ذات‌الریه دادند. او نیاز به بستری پیدا کرد و ما مجبور به بازگشت زودهنگام شدیم. بیمه جامع تمام هزینه‌ها را که شامل موارد زیر بودند پوشش داد:

  • سرقت بار: ۱,۸۰۰ دلار
  • بستری فرزند: ۴,۶۰۰ دلار
  • هزینه تغییر پرواز و هتل‌های استفاده‌نشده: ۲,۴۰۰ دلار
    مبلغ پرداختی بیمه‌گر: ۸,۸۰۰ دلار

این تجربه به ما نشان داد که بیمه جامع، فراتر از یک قرارداد مالی است. داشتن یک پشتوانه واقعی باعث شد بتوانیم در شرایط غیرمنتظره نه تنها از لحاظ مالی بلکه از نظر روانی نیز آرامش داشته باشیم و تمرکزمان را روی سلامت فرزندمان و بازگشت امن به خانه باشد. حالا وقتی به آن سفر فکر می‌کنم، قدردان تصمیمی هستم که به کمک همسرم قبل از حرکت گرفتیم و از پشتیبانی حرفه‌ای تیم شرکت بیمه رحیمیان بهره‌مند شدیم.

↑ بازگشت به فهرست


بیمه عمر

بیمه عمر مدت‌دار (۲۰ ساله)

من، همسر دیوید سانچز، هنوز آن روزها را با تمام جزئیات به یاد دارم. دیوید مردی پرانرژی و خوش‌قلب بود؛ هر روز صبح با لبخند از خانه بیرون می‌رفت، غیرسیگاری و ورزشکار، همیشه نگران رفاه خانواده‌اش بود. دوازده سال پیش، وقتی برای بیمه عمر مدت‌دار ۲۰ ساله تصمیم گرفتیم، هیچ‌گاه فکر نمی‌کردیم روزی مجبور شویم از آن استفاده کنیم. آن زمان برایم جالب بود که مشاور بیمه همیشه تأکید داشت: تخصص ما فقط فروش بیمه نیست، بلکه صدور صحیح بیمه است. به ما گفت که تمام بیمه‌نامه‌ها ابتدا بررسی فنی و پزشکی می‌شوند و در نهایت بهترین گزینه‌ها متناسب با شرایط و نیازهای خانواده ما پیشنهاد داده می‌شود. همین دقت و مسئولیت‌پذیری باعث شد با اطمینان کامل تصمیم بگیریم.

یک صبح سرد، دیوید برای سفر کاری به کلگری رفت. تماس تلفنی که در بعدازظهر دریافت کردم، زندگی ما را زیر و رو کرد: دیوید دچار سکته قلبی شده بود و جانش را از دست داده بود. در آن لحظه، دنیای ما فرو ریخت، اما پرداخت منظم حق‌بیمه‌ها و اعتماد به شرکت بیمه باعث شد که اضطراب مالی‌مان کاهش یابد. می‌دانستیم که همه چیز با دقت بررسی شده و هیچ مشکلی در پرداخت خسارت نخواهد بود. روند پرداخت اینگونه بود:

  • ارسال گواهی فوت و فرم خسارت در عرض ۲ هفته
  • بررسی و پرداخت خسارت در ۱۴ روز کاری
  • پرداخت کامل ۵۰۰,۰۰۰ دلار معاف از مالیات به همسر

پس از دو هفته، با ارسال گواهی فوت و فرم خسارت، شرکت بیمه بررسی‌ها را انجام داد و مبلغ کامل ۵۰۰,۰۰۰ دلار را بدون هیچ مالیات اضافی به ما پرداخت کرد. حس آرامشی که درروز دریافت ۵۰۰,۰۰۰ دلار معاف از مالیات تجربه کردم، قابل توصیف نیست. این مبلغ به ما امکان داد وام مسکن را تسویه کنیم و برای فرزندانمان جهت داشتن آیند‌ه‌ای امن حساب پس‌انداز تحصیلی (RESP) باز کنم.

در طول این تجربه تلخ، متوجه شدم که بیمه عمر مدت‌دار نه تنها یک سرمایه‌گذاری مالی ساده نیست، بلکه یک پشتوانه واقعی و عملی برای خانواده در بحرانی‌ترین لحظات زندگی است. حتی در آن روزهای غمگین، داشتن چنین پشتیبانی باعث شد بتوانم با تمرکز روی فرزندانم و ادامه زندگی، از نظر روانی و مالی ایمن باشم. حالا هرگاه به گذشته نگاه می‌کنم، قدردان تصمیمی هستم که همسرم سال‌ها پیش گرفت و به ما امکان داد حتی در سخت‌ترین شرایط، آینده خانواده تضمین شود.

بیمه عمر مدت‌دار، پوشش ارزان و مؤثر برای سال‌های کاری و تأمین درآمد خانواده است.


بیمه عمر تمام عمر (مشارکتی)

من و خواهرم، فرزندان خانم الیزابت رامیرز، هنوز خاطرات مادرم را با تمام جزئیات به یاد داریم. مادری که تمام عمرش را صرف کسب‌وکار و خانواده کرد، همیشه نگران آینده ما بود که مشکلی در تأمین مالی نداشته باشیم. حدود هجده سال پیش، تصمیم به خرید بیمه عمر مشارکتی گرفت و ما تازه فهمیدیم که پشت این بیمه‌نامه، چه دقت و بررسی انجام شده بود. مادرم به ما گفته بود که قبل از صدور، همه جزئیات پزشکی و فنی بیمه‌نامه بررسی شد و بهترین گزینه مطابق شرایط او انتخاب شده است. آن زمان برایمان روشن شد که این بیمه، فراتر از یک قرارداد ساده است. مشخصات این بیمه به این شرح بود:

  • نوع بیمه: بیمه عمر تمام عمر مشارکتی
  • سرمایه بیمه: ۲۵۰,۰۰۰ دلار (با افزایش سرمایه از محل سود مشارکت)
  • بیمه‌شده: خانم الیزابت رامیرز ۵۸ ساله، صاحب کسب‌وکار
  • حق‌بیمه: ماهانه ۲۱۰ دلار (ثابت تا پایان عمر)
  • ذی‌نفعان: من و خواهرم، فرزندان بزرگسال خانم الیزابت رامیرز

سال‌ها گذشت و مادرم با سلامتی نسبی زندگی کرد تا اینکه در سن ۷۶ سالگی، پس از یک بیماری کوتاه‌مدت ناشی از سرطان، جان خود را از دست داد. گرچه فقدان او برای ما دردناک بود، اما خاطره نظم و دقت در بیمه‌نامه‌ای که تنظیم کرده بود برایمان آرامش بخش بود. بیمه‌نامه به مدت ۱۸ سال فعال بود و سودهای سالانه برای خرید سرمایه اضافی استفاده شده بود. شرکت بیمه با سرعت و دقت پرداخت را انجام داد و مبلغ یکجا و معاف از مالیات به ما اختصاص یافت. روند پرداخت اینگونه بود:

  • سرمایه فوت در زمان حادثه: ۳۱۵,۰۰۰ دلار (سرمایه پایه + سرمایه خریداری‌شده از محل سود)
  • پرداخت یکجای معاف از مالیات به دو فرزند، به صورت مساوی
  • پرداخت سود مشارکت سال آخر بیمه‌نامه به ذی‌نفعان
  • استفاده از مبلغ برای هزینه‌های مراسم خاکسپاری، تسویه بدهی‌ها و تقویت پس‌انداز بازنشستگی فرزندان

این مبلغ نه تنها به ما امکان داد هزینه‌های مراسم خاکسپاری مادرم را بدون نگرانی تسویه کنیم، بلکه به ما کمک کرد بدهی‌ها را پرداخت کرده و پس‌انداز بازنشستگی خود را تقویت کنیم. حتی سود مشارکت سال آخر بیمه‌نامه نیز به ما پرداخت شد و ارزش واقعی بیمه تمام عمر را نشان داد: پوششی مادام‌العمر با قابلیت افزایش سرمایه و پشتوانه مالی واقعی برای خانواده.

حال که به گذشته نگاه می‌کنیم، قدردان دقت و حرفه‌ای بودن تیم شرکت بیمه رحیمیان هستیم که پیش از صدور بیمه، تمام جوانب فنی و پزشکی را بررسی کردند و بهترین طرح را برای مادرم پیشنهاد دادند. این تجربه به ما نشان داد که داشتن بیمه جامع و دقیق، آرامش و امنیت واقعی را در لحظات سخت زندگی فراهم می‌کند و تأثیر آن تا نسل بعد نیز ادامه دارد.

بیمه تمام عمر، پوشش مادام‌العمر با ارزش نقدی و امکان افزایش سرمایه از طریق سود مشارکت را فراهم می‌کند.


بیمه عمر یونیورسال (UL)

من همسر دکتر آنتونیو مارتینز هستم. هنوز یادم می‌آید وقتی او تصمیم گرفت بیمه عمر یونیورسال با سرمایه یک میلیون دلار بگیرد، آن موقع واقعاً نمی‌دانستم این نوع بیمه چقدر می‌تواند دقیق و حرفه‌ای طراحی شود. بعد از اینکه با شرکت بیمه رحیمیان صحبت کردیم و مدارک پزشکی و جزئیات زندگی حرفه‌ای آنتونیو بررسی شد، تازه فهمیدم که آن‌ها فقط یک قرارداد ساده نمی‌نویسند. همه چیز، از بررسی سوابق پزشکی تا نحوه پرداخت حق‌بیمه‌ها و بخش سرمایه‌گذاری، با دقت و هماهنگی کامل انجام شده بود. همان زمان بود که متوجه شدم که کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان واقعا متخصص و حرفه‌ای هستند و از بابت این دقت و مشاوره حرفه‌ای سپاسگزارم. مشخصات این بیمه عمر به شرح زیر بود:

  • نوع بیمه: بیمه عمر یونیورسال با هزینه بیمه ثابت (Level COI)
  • سرمایه بیمه: ۱,۰۰۰,۰۰۰ دلار
  • بیمه‌شده: دکتر آنتونیو مارتینز، پزشک ۴۵ ساله
  • حق‌بیمه: ماهانه ۷۵۰ دلار (با پرداخت بیشتر برای سرمایه‌گذاری در بخش سرمایه‌گذاری بیمه‌نامه)
  • ذی‌نفعان: همسر (اصلی)، مؤسسه خیریه (ثانویه)

سال‌ها گذشت و حق‌بیمه‌ها را به‌موقع پرداخت شد و آنتونیو حتی بخشی از پرداخت‌ها را در بخش سرمایه‌گذاری بیمه اختصاص داد. این سرمایه‌گذاری به مرور زمان رشد چشمگیری پیدا کرد و ارزش واقعی بیمه را افزایش داد.

متأسفانه، در سن ۶۲ سالگی، او در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد. اما بیمه‌نامه درست همان‌طور که وعده داده شده بود، موارد زیر را پرداخت کرد:

  • سرمایه پایه فوت: ۱,۰۰۰,۰۰۰ دلار
  • ارزش حساب سرمایه‌گذاری: ۲۴۰,۰۰۰ دلار
  • مجموع پرداخت به من به عنوان ذینفع اصلی: ۱,۲۴۰,۰۰۰ دلار معاف از مالیات
  • پرداخت به خیریه به عنوان ذینفع ثانویه: ۵۰,۰۰۰ دلار
  • مابقی مبلغ را برای تأمین درآمد بازنشستگی سرمایه‌گذاری کردم.

حالا که به آن روزها فکر می‌کنم، متوجه می‌شوم چقدر مهم بود که بیمه با دقت فنی و پزشکی بررسی و صادر شود. این دقت، آرامش و امنیت مالی خانواده ما را تضمین کرد.

بیمه عمر یونیورسال، ترکیبی از پوشش بیمه‌ای و رشد سرمایه‌گذاری معاف از مالیات را ارائه می‌دهد که می‌تواند منجر به سرمایه فوت بالاتر و برنامه‌ریزی مالی انعطاف‌پذیر شود.


علی. ک

دو سال از وقتی علی بیمه عمر تهیه کرد گذشته بود. یادم هست وقتی قرارداد را امضا می‌کرد، گفت: «من که نمی‌دونم فردا چی میشه، ولی می‌خوام شما و بچه‌ها هیچ‌وقت محتاج کسی نباشید».

علی ۳۷ سالش بود؛ سالم، پرانرژی و عاشق زندگی. دو تا بچه‌ی کوچیک داشتیم و تازه خانه‌دار شده بودیم. علی مدیر پروژه بود و با تمام وجود برای آینده‌ی ما تلاش می‌کرد. قسط وام سنگین بود، ولی علی همیشه می‌گفت: «با برنامه‌ریزی می‌گذره».

قبل از خرید بیمه، با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان صحبت کرده بود. تمام وضعیت جسمی، سوابق پزشکی، شرایط مالی و سبک زندگی‌اش با دقت بررسی شد و در نهایت، بیمه‌نامه‌ای دقیقاً متناسب با نیازهای ما برایش طراحی کردند: بیمه عمر ترم ۲۰ ساله با پوشش ۷۵۰٬۰۰۰ دلاری و حق بیمه‌ی ماهانه‌ی ۴۱ دلار.

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم فقط دو سال بعد، مجبور باشم فرم درخواست خسارت بیمه رو پر کنم. علی توی یک تصادف رانندگی فوت شد. هنوز هم باورم نمی‌شه. تنها چیزی که توی اون روزهای سخت کورسویی از امید برامون زنده می‌کرد، همین بیمه‌نامه بود.

کمتر از دو هفته بعد از اینکه مدارک رو فرستادم، مبلغ کامل بیمه به حسابم واریز شد. با اون پول تونستم:

  • وام خونه رو تسویه کنم؛
  • برای تحصیل آینده‌ی بچه‌هام حسابی جدا باز کنم؛
  • و بدون نگرانی از مخارج، زندگی‌مون رو ادامه بدم.

شاید هیچ‌چیز جای خالی علی رو پر نکنه، اما تصمیمش باعث شد بعد از اون اتفاق تلخ، خانواده‌مون از هم نپاشه.

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، تنها چیزی که آرامم می‌کنه اینه که علی فکر همه‌چیز رو کرده بود.
بیمه‌ای که با راهنمایی تیم متخصص شرکت بیمه رحیمیان گرفت، شد تکیه‌گاه ما در بدترین روزهای زندگی… و حالا، آینده‌مون هنوز هم روشنه.


سارا. م

وقتی سارا تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره، راستش هیچ‌کدوم‌مون اون‌قدرها جدی نگرفتیم. خودش با خنده می‌گفت: «من که بچه ندارم، ولی مامان‌بابا دارم!» همیشه شوخ‌طبعی خاص خودش رو داشت، حتی وقتی داشت برای آینده فکرهای جدی می‌کرد. سارا ۴۵ سالش بود، یه پزشک متخصص موفق، که نه‌فقط برای خودش، که برای همه‌مون تکیه‌گاه بود و از نظر مالی همیشه پشت پدر و مادرمون بود. هر وقت مشکلی پیش می‌اومد یا خانواده به کمک نیاز داشت، اولین کسی که به ذهنمون می‌رسید، سارا بود و او بدون هیچ چشم‌داشتی از همه، خصوصا از پدر و مادرمون حمایت می‌کرد.

با همکاری شرکت بیمه رحیمیان، بیمه‌نامه‌ی ترم ۱۵ ساله براش طراحی شد؛ ۵۰۰٬۰۰۰ دلار پوشش با ماهی ۳۲ دلار حق بیمه. همه‌چیز دقیق بررسی شده بود: وضعیت جسمی، شرایط مالی، و نقشی که سارا در قلب و ستون خانواده ایفا می‌کرد. خودش مطمئن بود که این تصمیم، یه پشتوانه مطمئن برای روز مبادا خواهد بود.

اما هیچ‌کس آماده‌ی اون روز نبود. فقط سه سال بعد، در سن ۴۸ سالگی، یه سکته‌ی ناگهانی همه‌چیز رو تغییر داد. هنوز هم باورمون نمی‌شه. اون لحظه‌ها انقدر سریع و سنگین گذشت که حتی فرصت خداحافظی هم پیدا نکردیم. نبودنش یه خلأ بزرگ بود؛ نه فقط به‌خاطر دلتنگی عمیقی که برامون گذاشت، بلکه بخاطر نقش حمایتی که داشت و تکیه‌گاهی‌ که برای پدر و مادرمون بود. خوشبختانه، مراحل دریافت خسارت خیلی سریع و بدون پیچیدگی انجام شد. کمتر از دو هفته بعد، مبلغ کامل بیمه به حساب من، به‌عنوان ذی‌نفع، واریز شد. با اون مبلغ تونستم:

  • یه مراسم آبرومند برای سارا برگزار کنم؛ در حدی که شایسته‌ی قلب بزرگ و زندگی حرفه‌ای درخشانش باشه،
  • حمایت مالی از پدر و مادرم رو ادامه بدم، همون‌طور که خودش همیشه بی‌صدا و بی‌ادعا انجام می‌داد،
  • و باقی پول رو به‌عنوان یک پشتوانه برای آینده کنار بذارم؛ درست همون کاری که اگر سارا بود، انجام می‌داد.

اگه اون تصمیم به‌ظاهر ساده‌ی سارا نبود، نمی‌دونم چطور از پس اون روزهای سخت برمی‌اومدیم.

حالا که بهش فکر می‌کنم، انگار سارا حتی بعد از رفتنش هم مراقبمون بود. اون بیمه‌نامه فقط یک قرارداد ساده نبود؛ تبدیل شد به آرامش، امنیت و احترامی که سارا همیشه برای پدر و مادرمون سزاوار می‌دونست.


جان. اس

جان همیشه آدم آینده‌نگری بود، ولی نه از اون‌ دسته که مدام از اتفاقات بد حرف بزنه. بیشتر عمل‌گرا بود. یه روز، خیلی ساده و بی‌مقدمه گفت: «می‌خوام یه بیمه عمر بگیرم. فقط برای اطمینان خاطر».
خیلی وارد جزییات نشد و فقط گفت که به فکر منه، به فکر کسب‌وکاری که با زحمت راه انداخته بود، به فکر بدهی‌هایی که بالاخره یه‌جوری باید پرداخت می‌شدن.

اون روزا، جان ۵۲ سالش بود. یه تیم کوچیک داشت و پروژه‌های ساختمانی می‌گرفت. او با شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفت و برای یک بیمه‌نامه‌ی یک میلیون دلاری، از نوع ترم ده‌ساله اقدام کرد. چون سیگار می‌کشید، ماهانه ۹۶ دلار براش در نظر گرفته بودن. با مشورت از کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان، بعد از بررسی دقیق سوابق پزشکی، شرایط مالی و جزئیات شغلی‌اش، بیمه‌نامه‌ای کاملاً متناسب با شرایطش تنظیم شد. خودش می‌گفت: «این‌طوری مطمئنم اگه یه روز نباشم، مشکلی برای هیچکس پیش نمیاد».

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم انقدر زود به اون بیمه‌نامه احتیاج پیدا کنیم. سه سال بعد، جان دچار حمله‌ی قلبی شد و از بین ما رفت.
شوکه شده بودم. هنوز هم بعضی صبح‌ها با غم شدید نبودنش بیدار می‌شم. ولی باید بگم… تصمیمی که گرفته بود، مسیر بعد از اون حادثه رو عوض کرد.

با سرمایه‌ای که بیمه پرداخت کرد، تونستم تمام بدهی‌ها (چه شخصی، چه کاری) رو صاف کنم، بدون اضطراب کسب‌وکار رو ببندم، و از پس‌انداز بازنشستگی‌مون محافظت کنم. نه اینکه غم‌هام کم شده باشه، ولی دست‌کم زیر فشار مالی له نشدم.
و این دقیقاً همون چیزیه که جان می‌خواست.

شاید خیلی‌ها به بیمه به چشم یه کاغذبازی یا هزینه‌ی اضافی نگاه کنن. ولی برای من، اون بیمه‌نامه یه پل بود؛ پلی از دل یک اتفاق سخت، به سمت یه آینده‌ی قابل‌تحمل.


من و اِما

وقتی من و اِما تصمیم گرفتیم برای هم بیمه عمر بگیریم، خیلی‌ها گفتن «زوده»، یا اینکه «حالا حالاها بهش نیاز ندارید». اما اِما جور دیگه‌ای فکر می‌کرد. همیشه می‌گفت: «بیمه رو وقتی باید بگیری که هنوز فرصت انتخاب داری، نه وقتی که مجبوری دنبال راه نجات بگردی».

۲۹ سالش بود، پر از انرژی و برنامه برای آینده. ما هر دو بیمه‌نامه‌هایی با پوشش مشابه گرفتیم (ترم سی‌ساله، با سرمایه‌ی نیم میلیون دلار). ماهی فقط ۲۵ دلار برایش پرداخت می‌کرد؛ چون نه بیماری‌ای داشت، نه سیگار می‌کشید. اون موقع تازه داشتیم به داشتن بچه فکر می‌کردیم.

سه سال بعد، همه‌چیز یه‌دفعه عوض شد. درست چند هفته بعد از تولد دخترمون، بیماری‌ای که فکر می‌کردیم موقتیه، شدید شد… و دیگه فرصتی برای برگشت باقی نذاشت.
از دست دادن اما، هنوز هم برام قابل باور نیست. اما در دل اون غم بزرگ، بیمه‌ای که گرفته بود تبدیل شد به یکی از آخرین هدایای واقعاً مهمش برای ما.

با سرمایه‌ای که پرداخت شد، تونستم چند ماه مرخصی بدون نگرانی مالی بگیرم و پیش دخترمون بمونم. برای مراقبت از خونه و نوزاد کمک گرفتم، بدون اینکه مجبور شم وام بگیرم یا بدهی بالا بیارم. مهم‌تر از همه، یه صندوق اعتماد برای آینده‌ی دخترمون راه انداختم، چیزی که اما همیشه آرزوش رو داشت.

حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، تصمیمی که شاید اون روزها فقط یه انتخاب مالی به‌نظر می‌اومد، امروز برای من حکم پشتیبان زندگی رو داره. اون بیمه‌نامه فقط یک پوشش نبود؛ یه جور اطمینان خاطر بود که اما برامون به‌جا گذاشت.


سارا. خ

سارا، مادر دو فرزند نوجوان و مدیر پروژه در یک شرکت فناوری اطلاعات است. او همیشه نگران آینده خانواده‌اش بود، به‌خصوص اینکه همسرش شغل پرریسکی دارد و وضعیت سلامتی مناسبی ندارد. سارا می‌خواست مطمئن شود اگر اتفاقی برای خودش یا همسرش بیفتد، خانواده‌اش از نظر مالی تحت فشار قرار نگیرد.

پس از مشاوره با کارشناسان «شرکت بیمه رحیمیان»، سارا تصمیم گرفت بیمه عمر و سرمایه‌گذاری تهیه کند. او یک پوشش بیمه عمر با مبلغی حدود ۳۰۰٬۰۰۰ دلار تهیه کرد که برای تأمین هزینه‌های تحصیل فرزندان، پرداخت وام مسکن و هزینه‌های روزمره خانواده کافی بود.

چند سال بعد، زمانی که سارا به دلیل بیماری غیرمنتظره‌ای نیاز به مرخصی طولانی داشت، آرامش خاطر داشت که حتی اگر بدترین اتفاق رخ دهد، خانواده‌اش تحت پوشش مالی مناسب قرار دارند.

سارا بعدها گفت: «بیمه عمر برای من یعنی یک سپر محافظ برای کسانی که دوست‌شان دارم. وقتی نگران آینده نبودم، بهتر می‌توانستم در کارم تمرکز کنم و به زندگی ادامه دهم.


مریم. د

مریم، ۳۴ ساله، طراح گرافیک فریلنسر در شهر ونکوور است. به دلیل ماهیت کار آزادش، درآمدش متغیر بود و بیمه‌های بلندمدت و گران‌قیمت را نمی‌توانست به‌راحتی پرداخت کند.
یک روز در یک مهمانی، دوست صمیمی‌اش نسرین که چند ماه قبل از «شرکت بیمه رحیمیان» بیمه عمر کوتاه‌مدت گرفته بود، درباره مزایای این بیمه با مریم صحبت کرد.

مریم پس از تحقیق و تماس با کارشناسان ما، یک طرح بیمه عمر کوتاه‌مدت با پوشش ۷۵۰٬۰۰۰ دلار و دوره ۳۰ ساله خریداری کرد؛ طرحی که حق بیمه ماهانه مناسبی داشت و به راحتی با درآمد فریلنسری او همخوانی داشت.

↑ بازگشت به فهرست


بیمه عمر- صاحبان بیزینس

پوشش افراد کلیدی – شرکت فناوری

در قلب تورنتو، شرکت نرم‌افزاری «نکست‌لینک» یکی از استارتاپ‌های پیشرو در حوزه فناوری و بنیان‌گذار آن، آقای «مارکو ویلانا» بود که نقش کلیدی در هدایت استراتژیک و رشد شرکت داشت. مارکو نه تنها رهبر فنی شرکت بود، بلکه محور اصلی اعتماد سرمایه‌گذاران و تصمیم‌گیری‌های حیاتی محسوب می‌شد.

یک روز به طورناگهانی و غیرمنتظره، مارکو در یک حادثه تلخ جان خود را از دست داد. فقدان او موجی از نگرانی در میان کارکنان و هیئت مدیره ایجاد کرد و بسیاری از قراردادهای مهم شرکت در خطر قرار گرفتند. خوشبختانه، پیش‌تر شرکت با مشاوران شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفته و بیمه عمر افراد کلیدی برای مارکو تهیه کرده بود. این بیمه با پوشش ۲ میلیون دلاری و مزایای اختصاصی، امکان پرداخت مستقیم به حساب شرکت و تأمین هزینه‌های جذب مدیر فنی موقت و ادامه پروژه‌های حیاتی را فراهم کرده بود.

در هفته‌های بعد، هیئت مدیره با استفاده از منابع بیمه، یک مدیر فنی موقت توانمند جذب کرد و پروژه‌های در جریان را بدون تأخیر ادامه داد. این اقدام باعث شد اعتماد سرمایه‌گذاران حفظ شود و حتی برخی قراردادهای بزرگ شرکت، که در معرض خطر لغو بودند، بدون هیچ مشکل مالی به پایان برسند.

تجربه این حادثه به اعضای تیم «نکست‌لینک» نشان داد که بیمه عمر افراد کلیدی با راهنمائی شرکت بیمه رحیمیان فراتر از یک ابزار مالی ساده است؛ این بیمه یک پشتوانه واقعی در لحظات بحرانی بود که به شرکت اجازه داد مسیر رشد و توسعه خود را بدون توقف ادامه دهد. طراحی دقیق، بررسی فنی و مشاوره حرفه‌ای شرکت بیمه رحیمیان باعث شد تا پوشش بیمه‌ای کاملاً متناسب با نیازهای شرکت و شرایط بحرانی مارکو تنظیم شود و هیچ نگرانی مالی بر جای نماند.


اجرای قرارداد خرید و فروش سهام – کلینیک دندانپزشکی

در ونکوور، دکتر «آنا کریمی» و دکتر «لیام چو» سال‌هاست که به‌طور مشترک مدیریت یک کلینیک دندانپزشکی را بر عهده دارند. از ابتدای تأسیس کلینیک، آن‌ها نه تنها بر توسعه حرفه‌ای و کیفیت خدمات تمرکز داشتند، بلکه همواره به آینده خانواده‌های خود نیز می‌اندیشیدند. هر دو آگاه بودند که شرایط غیرمنتظره می‌تواند تعادل کلینیک و برنامه‌های زندگی‌شان را به مخاطره بیندازد، بنابراین با مشاوره تخصصی شرکت بیمه رحیمیان، بیمه عمر شرکتی و قرارداد خرید و فروش سهام (Buy-Sell Agreement) را به امضا رساندند؛ بیمه‌ای که تضمین می‌کرد در صورت فقدان یکی از شرکا، ثبات حرفه‌ای و امنیت مالی خانواده‌ها حفظ شود.

یک روز پاییزی، حادثه‌ای ناگوار رخ داد و دکتر «لیام» در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد. این خبر، فضای کلینیک را در سکوت و نگرانی فرو برد و کارکنان و خانواده دکتر لیام لحظاتی پراضطراب را تجربه کردند. با این حال، همان برنامه‌ریزی و بیمه‌ای که با دقت و تخصص شرکت بیمه رحیمیان طراحی شده بود، به سرعت وارد عمل شد. مبلغ بیمه عمر شرکتی به منظور خرید سهام دکتر لیام توسط آنا مورد استفاده قرار گرفت و بدین ترتیب، خانواده وی مبلغی عادلانه دریافت کرد و کلینیک بدون وقفه به فعالیت خود ادامه داد.

در آن شرایط، آنا به‌روشنی درک کرد که بیمه عمر شرکتی فراتر از یک ابزار مالی است؛ این بیمه با طراحی فنی و دقیق، پشتیبانی مطمئن و آرامش خاطر واقعی در لحظات بحرانی فراهم می‌آورد و تضمین می‌کند که کسب‌وکار و خانواده‌ها در مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره‌ دچار آسیب نمی‌شوند.


تضمین وام با وثیقه بیمه – شرکت ساختمانی

در شهر کلگری، شرکت ساختمانی «استرانگ‌بیلد» با پروژه‌های بلندپروازانه خود روزبه‌روز در حال رشد بود. مالک شرکت، آقای «رائول مانوئل»، همیشه نگران تأمین مالی پروژه‌ها و امنیت شغلی کارمندانش بود. برای تأمین یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های توسعه، شرکت وامی ۳ میلیون دلاری از بانک دریافت کرده بود، و بانک به‌طور طبیعی شرط کرده بود که بیمه عمر مالک به‌عنوان وثیقه و پشتوانه این وام اختصاص یابد. با مشاوره دقیق شرکت بیمه رحیمیان، بیمه‌نامه‌ای طراحی و صادر شد که نه تنها مبلغ مناسبی را پوشش می‌داد، بلکه از نظر فنی و قانونی به بهترین شکل تنظیم شده بود تا در هر شرایطی قابل اجرا باشد.

یک روز در یک حادثه ناگهانی و تلخ، رائول جان خود را از دست داد و شرکت و کارمندانش را در معرض ریسک جدی قرار داد؛ هر لحظه بدون حمایت مالی می‌توانست به توقف پروژه‌ها و مشکلات اقتصادی جدی منجر شود، اما بیمه عمر به‌سرعت وارد عمل شد و مبلغ مورد نیاز برای تسویه وام به بانک پرداخت شد، به‌گونه‌ای که هیچ مشکلی برای ادامه فعالیت شرکت ایجاد نشد.

خانواده رائول نیز در امنیت قرار گرفتند؛ نه تنها بدهی‌ها تسویه شد، بلکه مالکیت شرکت بدون فشار مالی به آن‌ها منتقل شد. کارمندان توانستند شغل خود را حفظ کنند و پروژه‌ها با همان روال پیشین ادامه یافت. این تجربه نشان داد که طراحی دقیق و صدور صحیح بیمه، همراه با پوشش کامل، نه تنها یک پشتوانه مالی بلکه تضمینی برای حفظ ثبات و امنیت همه ذی‌نفعان است.


بیمه ترکیبی بیماری سخت و عمر – مؤسسه حقوقی

در مونترال، مؤسسه حقوقی «لومیر و همکاران» به مدیریت وکلای برجسته و پرونده‌های حساس شناخته می‌شد. شریک ارشد و مؤسس شرکت، خانم «الیزابت تراویس»، سال‌هاست که نه تنها رهبری حرفه‌ای بلکه اعتماد کامل کارکنان و مشتریان را بر عهده داشت. با توجه به اهمیت جایگاه او و ریسک‌های احتمالی، مؤسسه با کمک و مشاوره ارزشمند شرکت بیمه رحیمیان، بیمه‌ای ترکیبی از عمر و بیماری‌های سخت برای الیزابت تهیه کرد؛ بیمه‌ای که به صورت دقیق و با بررسی فنی و پزشکی طراحی شده بود تا در هر شرایطی کارآمد باشد.

یک روز، الیزابت به طور ناگهانی دچار سکته شد و متأسفانه جان خود را از دست داد. این حادثه می‌توانست شرکت را به ورطه بی‌ثباتی و اختلافات حقوقی بکشد، اما بیمه به‌موقع وارد عمل شد. ابتدا پرداخت مربوط به پوشش بیماری‌های سخت، هزینه استخدام وکلای موقت و مدیریت پرونده‌ها را تأمین کرد و اجازه داد شرکت همچنان به فعالیت حرفه‌ای خود ادامه دهد. سپس، مبلغ پوشش فوت، قرارداد خرید و فروش سهام را پوشش داد تا سهم شریک باقی‌مانده به‌طور عادلانه تأمین شود.

نتیجه این شد که مؤسسه حقوقی نه تنها از اختلافات داخلی محفوظ ماند، بلکه ثبات عملیاتی و اعتبار خود را حفظ کرد. این تجربه به روشنی نشان داد که انتخاب دقیق و صدور درست بیمه، همراه با پشتیبانی حرفه‌ای، می‌تواند امنیت و آرامش لازم را برای شرکت و ذی‌نفعان فراهم کند.


طرح پاداش مدیریتی – آژانس بازاریابی

در مرکز تورنتو، آژانس بازاریابی «ویژن‌مارکت» به خاطر تیم خلاق و مشتریان بزرگ خود شناخته می‌شد. «رایان دِلا کروز»، معاون فروش و یکی از ستون‌های اصلی رشد و موفقیت آژانس بود؛ کسی که با استراتژی‌های نوآورانه و ارتباطات حرفه‌ای خود، بخش فروش را به سطح بالایی رسانده بود. به همین دلیل، آژانس از طریق شرکت بیمه رحیمیان، برای او یک بیمه عمر با ساختار پاداش مدیریتی تهیه کرد؛ بیمه‌ای که به دقت طراحی شده و با بررسی فنی و پزشکی قبل از صدور، تضمین می‌کرد در مواقع بحرانی از شرکت و ذی‌نفعان حمایت شود.

متأسفانه، رایان در یک سانحه هوایی جان خود را از دست داد. حادثه‌ای که می‌توانست آژانس را با چالش‌های جدی مواجه کند. خوشبختانه، پوشش بیمه به‌موقع وارد عمل شد؛ بخشی از مبلغ بیمه به خانواده رایان رسید تا امنیت مالی آنان تضمین شود و بخش دیگر برای تأمین هزینه‌های جذب و آموزش نیروی جایگزین استفاده شد.

این تجربه، ارزش بالای طراحی صحیح بیمه و اهمیت پشتیبانی حرفه‌ای را برای مدیران و شرکت‌ها روشن کرد. آژانس توانست نه تنها به فعالیت‌های خود ادامه دهد، بلکه تعهد و توجه خود به کارمندان و خانواده مدیر مرحوم را نیز ثابت کند و اعتماد تیم و مشتریانش را حفظ نماید.

↑ بازگشت به فهرست


بیمه بیماری‌های سخت

حمله قلبی در میانه دوران کاری

من، آرش کریمی، مهندس عمران ۴۵ ساله، هر روز صبح با هیجان و برنامه‌ریزی برای پروژه‌هایم به محل کار می‌روم. اما یک روز وقتی داشتم نقشه‌های پروژه را بررسی می‌کردم، درد شدیدی در قفسه سینه‌ام حس کردم. اول فکر کردم شاید خستگی یا استرس کاری باشد، اما وقتی درد آرام نگرفت و نفس کشیدن سخت شد، فهمیدم این چیزی فراتر از خستگی است.

با عجله به متخصص قلب مراجعه کردم و بعد از چند ساعت معاینات و آزمایش‌ها، تشخیص حمله قلبی داده شد. در آن لحظه، به فکر خانواده‌ام و هزینه‌های زندگی افتادم و ترس و اضطراب وجودم را گرفت. اما یاد بیمه بیماری‌های سختی که از شرکت بیمه رحیمیان گرفته بودم افتادم؛ پوششی که قبل از هر حادثه، با دقت فنی و بررسی پزشکی برای من طراحی شده بود و بهترین گزینه ممکن برای شرایط من انتخاب شده بود. همین فکر باعث شد کمی آرامش پیدا کنم و فقط روی درمان و بهبودی تمرکز کنم.

سه هفته بعد از ارسال مدارک پزشکی، بیمه خسارت را تأیید کرد و مبلغ ۱۰۰٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات به حسابم واریز شد. این مبلغ نه تنها توانست باقی‌مانده وام مسکن را تسویه کند، بلکه هزینه‌های روزمره خانواده‌ام را نیز پوشش داد و به من امکان داد یک سال مرخصی بگیرم و با آرامش کامل تحت درمان و مراقبت‌های پزشکی بهبود پیدا کنم.

تجربه من به طور خلاصه اینگونه است:

  • بیمه‌شده: مرد، ۴۵ ساله، غیرسیگاری
  • شغل: مهندس عمران
  • پوشش: ۱۰۰٬۰۰۰ دلار بیمه بیماری‌های سخت (شامل ۲۵ بیماری)
  • رویداد: تشخیص حمله قلبی توسط متخصص قلب پس از بروز درد قفسه سینه.
  • نتیجه: تأیید خسارت در سه هفته پس از ارسال مدارک پزشکی.
  • مبلغ پرداختی: ۱۰۰٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات.
  • تأثیر: تسویه کامل باقی‌مانده وام مسکن (۴۵٬۰۰۰ دلار)، تأمین هزینه‌های زندگی و امکان یک سال مرخصی برای بهبود کامل.

آن روزها، وقتی در تخت بیمارستان دراز کشیده بودم و به آینده فکر می‌کردم، واقعاً فهمیدم داشتن بیمه‌ای که با دقت و دانش طراحی شده باشد، فراتر از یک پوشش مالی است. این بیمه مانند یک ستون محکم بود که هم آرامش ذهنی به من داد و هم اطمینان خاطر به خانواده‌ام؛ حس امنیتی که حتی در سخت‌ترین لحظات زندگی می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.


تشخیص سرطان پستان

من، مینا امینی، ۳۸ ساله و صاحب یک بوتیک کوچک در مرکز شهر، همیشه تلاش کرده‌ام کارم را با عشق و دقت پیش ببرم. سالانه، مانند هر زن دیگری، برای چکاپ و غربالگری سلامت، وقت می‌گذارم و آن روز هم به همین دلیل به کلینیک رفتم. اما وقتی پزشک پس از بررسی‌ها با نگرانی گفت که توده مشکوکی در پستان دارم که باید نمونه‌برداری شود، انگار دنیا برای چند لحظه متوقف شد.

در همان لحظه، به کارم، کارکنانم و خانواده‌ام فکر کردم. اگر بدخیم باشد چه؟ فروشگاه بدون من چه می‌شود؟ هزینه‌های درمان از کجا تأمین خواهد شد؟ اضطراب و ترس، قلبم را فشرد. اما یاد بیمه بیماری‌های سختی که از شرکت بیمه رحیمیان تهیه کرده بودم افتادم؛ بیمه‌ای که با بررسی دقیق پزشکی و فنی، پیش از هر حادثه برای شرایط من طراحی شده بود. همین یادآوری، اندکی به من آرامش داد به طوری‌که توانستم تمرکزم را روی درمان و تصمیم‌گیری‌های مهم بگذارم.

پس از تأیید گزارش پاتولوژی مبنی بر ابتلا به سرطان، بیمه خسارت را تأیید کرد و مبلغ ۷۵٬۰۰۰ دلار معاف از مالیات به من پرداخت شد. این مبلغ به من امکان داد یک مدیر موقت برای بوتیک استخدام کنم و حقوق او را پرداخت کنم، هزینه‌های سفرهای درمانی و مراقبت‌های پزشکی را پرداخت کنم و فشار مالی روی خانواده را به میزان زیادی کاهش دهم.

تجربه من به طور خلاصه اینگونه است:

  • بیمه‌شده: زن، ۳۸ ساله، غیرسیگاری
  • شغل: صاحب کسب‌وکار کوچک (بوتیک پوشاک)
  • پوشش: ۷۵٬۰۰۰ دلار بیمه بیماری‌های سخت (با بازگشت حق‌بیمه در صورت فوت)
  • رویداد: تشخیص سرطان پستان مهاجم در غربالگری سالانه. نیاز به جراحی، شیمی‌درمانی و پرتو‌درمانی.
  • نتیجه: تأیید خسارت پس از گزارش پاتولوژی.
  • مبلغ پرداختی: ۷۵٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات.
  • تأثیر: پرداخت حقوق مدیر موقت فروشگاه، پوشش هزینه‌های سفر درمانی و کاهش فشار مالی بر خانواده.

در طول این مدت، فهمیدم که بیمه، فقط یک قرارداد مالی نیست؛ مثل یک ستون محکم از آرامش ذهنی من محافظت می‌کند. حالا می‌توانم با آرامش و امید به آینده، روی درمانم تمرکز کنم و مطمئن باشم که خانواده و کسب‌وکارم در مسیر درستی قرار دارند.


مولتیپل اسکلروزیس (ام‌اس)

من، آریان کامرانی، ۳۲ ساله و مشاور فناوری اطلاعات، همیشه زندگی‌ام را با برنامه‌ریزی و نظم پیش می‌بردم. کارم پیچیده و فشرده بود، اما احساس می‌کردم همه چیز تحت کنترل است تا وقتی که پس از یک سری سرگیجه‌ها و بی‌حسی‌های پراکنده در دست و پا، به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کردم. اسکن MRI نشان داد ضایعاتی در سیستم عصبی مرکزی دارم و تشخیص مولتیپل اسکلروزیس (MS) داده شد. آن لحظه، سنگینی و نگرانی روی شانه‌هایم نشست. ذهنم پر از سؤال بود: «زندگی شغلی و روزمره‌ام چه می‌شود؟ هزینه‌های درمان و هزینه تغییراتی که باید در منزلم ایجاد کنم چگونه تأمین خواهد شد؟»

در همین لحظه یاد بیمه بیماری‌های سختی افتادم که از شرکت بیمه رحیمیان گرفته بودم؛ بیمه‌ای که با بررسی دقیق فنی و پزشکی قبل از صدور، بهترین پوشش ممکن برای شرایط من طراحی شده بود. همین یادآوری کمی به من آرامش داد و توانستم بر اقدامات عملی و درمانم تمرکز کنم.

پس از ارسال مدارک پزشکی و تأیید تشخیص متخصص، بیمه خسارت را تأیید کرد و مبلغ ۵۰٬۰۰۰ دلار معاف از مالیات به حسابم واریز شد. این مبلغ به من امکان داد که وام دانشجویی را بازپرداخت کنم و تغییرات لازم در منزل، مانند نصب دستگیره‌ها و بازسازی سرویس بهداشتی برای دسترسی بهتر، انجام شود.

تجربه من به طور خلاصه اینگونه است:

  • بیمه‌شده: مرد، ۳۲ ساله، غیرسیگاری
  • شغل: مشاور فناوری اطلاعات
  • پوشش: ۵۰٬۰۰۰ دلار بیمه بیماری‌های سخت
  • رویداد: تشخیص ام‌اس توسط متخصص مغز و اعصاب پس از اسکن MRI و مشاهده ضایعات سیستم عصبی مرکزی.
  • نتیجه: تأیید خسارت به‌دلیل پوشش این بیماری در بیمه‌نامه.
  • مبلغ پرداختی: ۵۰٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات.
  • تأثیر: بازپرداخت وام دانشجویی و انجام تغییرات لازم در منزل (مانند نصب دستگیره و بازسازی سرویس بهداشتی) برای بهبود دسترسی.

این اتفاق نشان داد که بیمه، صرفاً یک قرارداد مالی نیست؛ بلکه حمایت واقعی و عملی در لحظات غیرمنتظره زندگی است. اکنون با آرامش بیشتری زندگی روزمره و شغلی‌ام را ادامه می‌دهم و می‌دانم که با وجود چالش‌ها، امنیت و استقلال زندگی‌ام حفظ شده است.


سکته مغزی

من، نازنین بهرامی، ۵۶ ساله و معلمی با بیش از ۳۰ سال سابقه هستم و همیشه سعی می‌کردم زندگی و کلاس‌هایم را با نظم کامل پیش ببرم. سال‌ها شاگردانم را راهنمایی می‌کردم و حس می‌کردم کنترل همه چیز در دست من است، تا روزی که ناگهان در کلاس، ضعف و بی‌حسی جزئی در سمت چپ بدنم حس کردم. لحظه‌ای که متوجه شدم نمی‌توانم به راحتی حرکت کنم، ترس و اضطراب شدیدی سراسر وجودم را گرفت. فکر کردم: «اگر نتوانم خودم را کنترل کنم، آینده و درآمدم چه خواهد شد؟»

با کمک همکارانم به بیمارستان منتقل شدم و پزشکان سریعاً MRI انجام دادند و تشخیص سکته مغزی داده شد. تیم پزشکی با دقت، مراقبت‌های اولیه و برنامه توانبخشی را شروع کردند. در همان لحظه، یاد بیمه بیماری‌های سختی افتادم که چند ماه قبل از شرکت بیمه رحیمیان تهیه کرده بودم؛ بیمه‌ای که با بررسی فنی و پزشکی دقیق، قبل از صدور، برای شرایط من طراحی شده بود تا بهترین پوشش و آرامش را فراهم کند. همین یادآوری کمی اضطرابم را کاهش داد و توانستم تمرکزم را روی بهبود و پیروی از برنامه توانبخشی بگذارم.

روزهای نخست توانبخشی بسیار سخت بودند. تمرین‌های فیزیوتراپی، جلسات گفتاردرمانی و حتی کوچک‌ترین حرکات روزمره به چالش تبدیل شده بود. اما می‌دانستم که بیمه‌نامه حمایتی واقعی است و مبلغ ۱۰۰٬۰۰۰ دلار معاف از مالیات، نه تنها هزینه‌های توانبخشی و گفتاردرمانی را پوشش می‌دهد، بلکه امکان بازنشستگی زودهنگام بدون کاهش درآمد را نیز فراهم می‌کند. این حس امنیت و پشتوانه واقعی، انگیزه‌ای مضاعف برای ادامه درمان به من داد.

تجربه من به طور خلاصه اینگونه است:

  • بیمه‌شده: زن، ۵۶ ساله، غیرسیگاری
  • شغل: معلم
  • پوشش: ۱۰۰٬۰۰۰ دلار بیمه بیماری‌های سخت
  • رویداد: سکته مغزی با فلج جزئی سمت چپ بدن، تأیید شده با MRI و گزارش متخصص مغز و اعصاب.
  • نتیجه: تأیید خسارت پس از گذشت دوره بقا (۳۰ روز).
  • مبلغ پرداختی: ۱۰۰٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات.
  • تأثیر: تأمین هزینه توانبخشی تخصصی، گفتاردرمانی و بازنشستگی زودهنگام بدون کاهش درآمد.

با گذشت هفته‌ها، توانستم بخشی از استقلال حرکتی‌ام را بازیابم و به زندگی روزمره‌ام بازگردم. این تجربه به من نشان داد که بیمه، صرفاً یک قرارداد مالی نیست؛ بلکه تضمینی واقعی برای آرامش، امنیت و ثبات زندگی در شرایط بحرانی است. اکنون با اعتماد و آرامش بیشتری به آینده نگاه می‌کنم، می‌دانم که در سخت‌ترین لحظات، پشتیبانی قابل اعتمادی دارم و این آرامش، بی‌قیمت است.


بیماری سخت کودک

من، نرگس، مادر یک پسر ۱۰ ساله به نام آرتین هستم. هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی مجبور شوم شب‌ها را کنار تخت بیمارستان بگذرانم و نگران نفس‌های کوچک و لرزان فرزندم باشم. وقتی پزشکان تشخیص لوسمی دادند و گفتند که آرتین نیاز به بستری طولانی‌مدت دارد، قلبم فرو ریخت و اضطراب و نگرانی سراسر وجودم را فرا گرفت. سوالی که مدام در ذهنم تکرار می‌شد این بود: «چطور می‌توانم تمام این هزینه‌ها را پرداخت کنم و همزمان کنار او باشم؟»

در همان لحظات سخت، یاد بیمه الحاقیه کودک که با همکاری شرکت بیمه رحیمیان و پس از بررسی دقیق فنی و پزشکی برای آرتین تهیه کرده بودم افتادم. این بیمه با سقف ۲۵٬۰۰۰ دلار طراحی شده بود تا والدین بتوانند در شرایط بحرانی، بدون نگرانی مالی کنار کودکشان باشند. همان لحظه، کمی از بار اضطرابم کاسته شد و توانستم بر مراقبت و حضور دائمی کنار فرزندم تمرکز کنم.

در طول هفته‌ها، بین مراقبت‌های پزشکی و زمان استراحت کوتاهم، پیوسته به ارزش این پشتوانه مالی فکر می‌کردم. مبلغ ۲۵٬۰۰۰ دلار معاف از مالیات، به ما این امکان را داد که هزینه سفر و اقامت در نزدیکی بیمارستان را تأمین کنیم. این حمایت نه تنها آرامش خاطر مالی، بلکه آرامش روحی عمیقی برای من و همسرم به ارمغان آورد و به ما قدرت داد تا با تمرکز و امید تا زمان بهبودی، کنار فرزندمان باشیم.

تجربه من به طور خلاصه اینگونه است:

  • بیمه‌شده: کودک ۱۰ ساله (تحت پوشش الحاقیه کودک در بیمه والدین)
  • پوشش: ۲۵٬۰۰۰ دلار
  • رویداد: تشخیص لوسمی و نیاز به بستری طولانی‌مدت در بیمارستان کودکان.
  • نتیجه: تأیید خسارت دو هفته پس از ارائه مدارک پزشکی.
  • مبلغ پرداختی: ۲۵٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات.
  • تأثیر: پرداخت هزینه سفر و اقامت والدین در طول بستری کودک و امکان همراهی کامل والدین بدون نگرانی مالی.

این تجربه نشان داد که بیمه فراتر از یک قرارداد مالی است؛ یک همراه واقعی در لحظات بحرانی زندگی است، همراهی که امکان مراقبت بدون دغدغه مالی را برایمان فراهم کرد.


پیوند عضو

من، سامان، حسابدار ۵۰ ساله هستم و هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی خودم را روی تخت بیمارستان ببینم و از آینده‌ام نگران باشم. وقتی پزشکان تشخیص نارسایی پیشرفته کبد دادند و گفتند باید در لیست پیوند قرار بگیرم، همه برنامه‌ریزی‌هایی که برای آینده انجام داده بودم ناگهان از جلوی چشمانم عبور کرد. قلبم پر از اضطراب بود و بارها با خودم تکرار می‌کردم: «اگر نتوانم هزینه‌ها را پرداخت کنم، چه خواهد شد؟» اما لحظه‌ای یاد بیمه بیماری‌های سختی افتادم که پیش از این با همکاری شرکت بیمه رحیمیان برایم تهیه شده بود.

همان یادآوری باعث شد که کمی آرام شوم. این بیمه، با سقف ۱۵۰٬۰۰۰ دلار، از همان ابتدا برای شرایط بحرانی مثل من طراحی شده بود و با بررسی فنی و پزشکی دقیق، بهترین پوشش ممکن به من ارائه شده بود. حالا می‌دانستم که می‌توانم تمام تمرکز خودم را روی درمان و بهبود بگذارم و نگرانی مالی نداشته باشم.

در روزهای سخت، همسر و فرزندانم کنارم بودند. شب‌ها از من مراقبت می‌کردند و صبح‌ها با من صحبت می‌کردند و دلداری‌ام می‌دادند. در طی درمانم می‌دیدم که بیمه شرکت بیمه رحیمیان، حتی پیش از هر حادثه‌ای، مثل یک دست و پشتیبان نامرئی، آرامش را به ما هدیه داده بود. وقتی بالاخره پیوند کبد موفقیت‌آمیز انجام شد، نفس راحتی کشیدم.

پس از گذشت دوره ۳۰ روزه، مبلغ ۱۵۰٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات به من پرداخت شد. این مبلغ به من امکان داد که کاهش درآمد ناشی از ناتوانی موقت را جبران کنم، هزینه پرستار خانگی را تأمین کنم و درمان‌های تکمیلی که تحت پوشش بیمه دولتی نبودند را انجام دهم.

تجربه من به طور خلاصه اینگونه است:

  • بیمه‌شده: مرد، ۵۰ ساله، غیرسیگاری
  • شغل: حسابدار
  • پوشش: ۱۵۰٬۰۰۰ دلار بیمه بیماری‌های سخت
  • رویداد: تشخیص نارسایی پیشرفته کبد و قرار گرفتن در لیست پیوند. انجام موفقیت‌آمیز پیوند کبد.
  • نتیجه: تأیید خسارت پس از گذشت دوره بقا ۳۰ روزه و تأیید تیم پیوند.
  • مبلغ پرداختی: ۱۵۰٬۰۰۰ دلار یکجا و معاف از مالیات.
  • تأثیر: جبران کاهش درآمد، پرداخت هزینه پرستار خانگی و پوشش درمان‌های تکمیلی پس از جراحی که تحت پوشش بیمه دولتی نبودند.

هر بار به آن لحظات فکر می‌کنم، بیشتر قدردان بیمه‌ای هستم که با دقت و تخصص توسط شرکت بیمه رحیمیان صادر شده بود؛ بیمه‌ای که نه تنها هزینه‌ها را پوشش داد، بلکه آرامش و امکان تمرکز روی بهبودی را برای من و خانواده‌ام فراهم کرد.


نیکی. م

نیکی از ده سال پیش با دیابت نوع ۱ زندگی می‌کند. او معلم مدرسه ابتدایی‌ست و از آن دسته افرادی است که با همه‌ی سختی‌ها، لبخندش را از شاگردانش دریغ نمی‌کند.
با اینکه همیشه مراقب سلامتی‌اش بود، اما سال گذشته ناگهان دچار حمله قلبی شد. اگرچه به‌موقع به بیمارستان منتقل شد و جراحی موفقیت آمیزی داشت، اما چند ماه دوری از کار و فشار روانیِ هزینه‌های جانبی، او را نگران آینده کرده بود.

نیکی اما تصمیمی هوشمندانه گرفته بود. دو سال پیش، با توجه به بیماری زمینه‌ای‌اش، از مشاوران ما در «شرکت بیمه رحیمیان» مشاوره گرفته و بیمه بیماری‌های سخت را خریداری کرده بود.
ما با در نظر گرفتن شرایط پزشکی نیکی، برای او طرحی با پوشش ۱۰۰٬۰۰۰ دلار تنظیم کرده بودیم؛ رقمی که توانست بخش بزرگی از هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم دوران نقاهت او را پوشش دهد.

پس از تشخیص رسمی و ارائه مستندات پزشکی، کل مبلغ بیمه بدون کسر مالیات و تنها ظرف چند هفته به حساب نیکی واریز شد. این مبلغ کمک کرد تا او بدون دغدغه مالی، دوران درمان را سپری کند و حتی بخش قابل‌توجهی از آن را برای بازسازی زندگی و ارتقای سلامت خود کنار بگذارد.

امروز نیکی با خیال راحت‌تر به زندگی برگشته و حتی بیمه‌نامه‌اش را به نسخه کامل‌تری ارتقاء داده است.

او در یادداشتی برای ما نوشت:
«این بیمه، مثل یک دوست واقعی توی سخت‌ترین روزای زندگی کنارم بود.»

↑ بازگشت به فهرست


بیمه ناتوانی جسمی و ازکارافتادگی

حمید. د

حمید، ۴۰ ساله، مهندس برق غیرسیگاری و ساکن تورنتو است. هر روز ساعت ۷ از خانه بیرون می‌زند و در یک شرکت ساختمانی بزرگ کار می‌کند و مسئول بررسی سیستم‌های ایمنی در پروژه‌های عمرانی است. او زندگی‌ منظم و آرامی داشت تا اینکه یک روز دچار سردردهای شدید و تاری دید شد. بعد از MRI مشخص شد که توموری در مغزش وجود دارد.

اگرچه مرخصی استعلاجی با حقوق محدودی به حمید تعلق می‌گرفت، اما هزینه‌های جانبی و نگرانی از عدم بازگشت سریع به کار، او را دچار استرس و فشار بسیار زیادی می‌کرد اگر او از قبل بیمه بیماری‌های سخت را تهیه نکرده بود؛ سال گذشته در جلسه‌ای با یکی از کارشناسان ما در«شرکت بیمه رحیمیان» ، با این بیمه آشنا شده و برای خودش یک طرح متناسب با شرایط شغلی‌اش با پوشش ۱۵۰٬۰۰۰ دلار و حق بیمه‌ی ماهانه ۶۳ دلارانتخاب و خریداری کرده بود. خوشبختانه پس از ارسال مستندات پزشکی و تأیید تشخیص، تمام مبلغ بیمه بدون کسر مالیات و طی تنها سه هفته به حسابش واریز شد.

با این مبلغ، او با خیال راحت جراحی و دوران نقاهت را سپری کرد، بدون آن‌که دغدغه‌ی پرداخت وام خانه، قبض‌ها و هزینه‌های خانواده‌اش را داشته باشد. حتی بخشی از این پول را برای سرمایه‌گذاری در آینده کنار گذاشت.

حمید حالا یکی از مشتریان وفادار ماست و همیشه به همکارانش پیشنهاد می‌کند که:
«این بیمه فقط برای افراد بیمار نیست؛ برای افراد آینده‌نگره.»

↑ بازگشت به فهرست


کاربرد حساب پس‌انداز خرید اولین خانه (FHSA)

زوج جوان

علی و سارا، زوج جوانی که تازه زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند، همیشه رویای داشتن خانه‌ای گرم و دنج را در ذهن می‌پروراندند. آن‌ها می‌خواستند مکانی داشته باشند که نه تنها پناهگاهی برای آنها، بلکه نقطه شروعی برای ساختن خاطرات خانوادگی‌شان نیز باشد. با این هدف، تصمیم گرفتند از همان ابتدای زندگی مشترک، مسیر رسیدن به اولین خانه خود را با برنامه‌ریزی مالی هوشمندانه هموار کنند. برای همین، با شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفتند و تمام مراحل افتتاح حساب FHSA را با راهنمایی کارشناسان این شرکت پیش بردند، تا مطمئن شوند همه چیز به درستی و با رعایت مزایای مالیاتی انجام می‌شود.

هر سال، هر کدام از آن‌ها ۸,۰۰۰ دلار به حساب FHSA  خود واریز می‌کردند. این مبلغ، گرچه در ابتدا برایشان چشمگیر به نظر می‌رسید، اما با گذر زمان و تداوم واریز، تبدیل به سرمایه‌ای ارزشمند شد که هم هدف بزرگ آن‌ها را دنبال می‌کرد و هم با مزایای مالیاتی، بخش قابل توجهی از مالیات‌شان کاهش می‌یافت چراکه این مبالغ به‌عنوان کسر مالیاتی از درآمد آن‌ها محاسبه می‌شود و در نهایت مالیات کمتری پرداخت می‌کردند. هر بار که مبلغی را واریز می‌کردند و به یاد می‌آوردند که همه مراحل با دقت کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان انجام شده است، حس رضایت و اطمینان عمیقی در دلشان ایجاد می‌شد؛ حس اینکه دارند برای آینده خود و زندگی مشترکشان قدمی محکم برمی‌دارند.

سال‌ها گذشت و این زوج با صبر و تعهد، مسیر پس‌انداز را ادامه دادند. پنج سال بعد، هر کدام توانستند ۴۰,۰۰۰ دلار پس‌انداز کنند و سود حاصل از آن نیز به صورت کامل معاف از مالیات به حسابشان اضافه شد. هر برداشت از حساب FHSA نه فقط از نظر مالی، بلکه به این دلیل که شاهد نتیجه تلاش و برنامه‌ریزی دقیق خود بودند و می‌دانستند که شرکت بیمه رحیمیان تمامی مراحل را به شکل صحیح و قانونی مدیریت کرده است برایشان تجربه‌ای شیرین و پرمعنا بود.

روز خرید خانه فرا رسید. علی و سارا با هیجان و کمی اضطراب، وارد بانک شدند و دریافتند که می‌توانند مجموعاً ۸۰,۰۰۰ دلار به علاوه سود آن را بدون هیچ مالیات اضافی برداشت می‌کنند. لحظه‌ای که کلید خانه جدیدشان را در دست گرفتند، نه تنها حس مالکیت و امنیت را تجربه کردند، بلکه احساس کردند که با تلاش، تعهد و انتخاب ابزارهای درست مالی، همراه با راهنمایی‌های دقیق شرکت بیمه رحیمیان، توانسته‌اند رویای خود را به واقعیت تبدیل کنند. خانه‌ای که اکنون متعلق به آن‌ها بود، نه تنها مکانی برای زندگی، بلکه نمادی از آینده‌ای مطمئن، تصمیمات هوشمندانه و عشق مشترک‌شان بود.


فرد مجرد

مهسا، دختر ۲۵ ساله‌ای بود که همیشه رویای داشتن خانه‌ای کوچک و دنج را در ذهن داشت و تصمیم گرفته بود آینده مالی خود را مدیریت کند. او می‌دانست که مسیر رسیدن به اولین خانه، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و صبر است. برای همین، با شرکت بیمه رحیمیان تماس گرفت و پس از مشورت با کارشناسان این شرکت، حساب FHSA خود را افتتاح کرد تا هم بتواند از مزایای مالیاتی بهره‌مند شود و هم پس‌اندازی مطمئن برای خرید خانه جمع‌آوری کند.

مهسا هر سال، مبلغ ۴,۰۰۰ دلار به حساب FHSA خود واریز می‌کرد. در ابتدا این مبلغ برایش سنگین به نظر می‌رسید، اما با گذشت زمان و مشاهده رشد پس‌اندازش، احساس امنیت مالی و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد. او می‌دانست که این پس‌انداز به کاهش مالیات او کمک می‌کند و هر سودی که روی آن ایجاد می‌شود، به طور کامل معاف از مالیات خواهد بود. در هر مرحله، مهسا از توجه و راهنمایی دقیق کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان مطمئن بود و این اطمینان، انگیزه او را برای ادامه مسیر دوچندان می‌کرد.

ده سال گذشت و مهسا با صبر و تعهد، توانست مبلغ قابل توجهی را جمع‌آوری کند. وقتی حساب خود را بررسی کرد، دید که پس‌انداز او به همراه سودهای آن بدون پرداخت هیچ مالیات اضافه‌ای آماده برداشت برای خرید خانه شده است. لحظه‌ای که به این فکر کرد که به زودی می‌تواند خانه مورد علاقه‌اش را بخرد، لبخندی رضایت بخش روی لبش نشست؛ حس موفقیت، آرامش و استقلال مالی در وجودش موج می‌زد.

مهسا اکنون می‌دانست که برنامه‌ریزی هوشمند، استمرار و بهره‌گیری از ابزارهای مالی درست، به همراه پشتیبانی شرکت بیمه رحیمیان، او را نه تنها به خانه رویاهایش رسانده، بلکه اعتماد به نفس و اطمینان مالی را در مسیر زندگی برایش فراهم کرده است.


استفاده همزمان با RRSP

محمد، جوانی ۳۰ ساله که در تورنتو زندگی می‌کرد و رویای خرید اولین خانه‌اش را در سر داشت، تصمیم گرفت مسیر مالی خود را با دقت و هوشمندی بیشتری برنامه‌ریزی کند. او می‌دانست که استفاده همزمان از ابزارهای پس‌انداز مانند FHSA و RRSP می‌تواند او را زودتر به هدفش برساند و در عین حال از مزایای مالیاتی بهره‌مند کند. پس از مشورت با کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان، حساب FHSA و RRSP خود را راه‌اندازی کرد و برنامه‌ریزی کرد تا هر سال ۸,۰۰۰ دلار به FHSA و ۱۰,۰۰۰ دلار به RRSP واریز کند.

هر ماه که مبلغی از حقوق خود را به این حساب‌ها منتقل می‌کرد، حس کنترل بر آینده و امنیت مالی در وجودش قوت می‌گرفت. کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان با دقت او را راهنمایی می‌کردند که چگونه برداشت‌ها بدون مالیات انجام شوند و سود حاصل از پس‌انداز نیز رشد کند. این اطمینان، انگیزه محمد را برای ادامه مسیر بیشتر می‌کرد و باعث می‌شد حتی در روزهای شلوغ کاری و مشغله‌های روزمره، از مسیر خود منحرف نشود.

پس از چند سال، محمد به مرحله‌ای رسید که می‌توانست همزمان از FHSA و RRSP برای پیش‌پرداخت خانه استفاده کند. او می‌دانست که حداکثر ۴۰,۰۰۰ دلار از FHSA به همراه سود آن بدون پرداخت مالیات برداشت خواهد شد و از RRSP نیز تا سقف ۳۵,۰۰۰ دلار تحت برنامه Home Buyers’ Plan (HBP) می‌تواند استفاده کند. مجموع این مبالغ، یعنی ۷۵,۰۰۰ دلار به علاوه سود FHSA، سرمایه اولیه لازم برای خرید خانه را برایش فراهم می‌کرد. لحظه‌ای که محمد برای بازدید اولین خانه خود رفت، حس آرامش و خوشحالی در وجودش موج زد؛ او می‌دانست که با برنامه‌ریزی دقیق، استمرار در پس‌انداز و همراهی کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان، نه تنها سرمایه لازم برای خانه را فراهم کرده، بلکه امنیت مالی و اعتماد به نفس لازم برای زندگی مستقل را نیز به دست آورده است


مدیریت هوشمندانه مالی برای فرزندان

رضا و نرگس، والدینی که همیشه به فکر آینده فرزند ۱۸ ساله‌شان، آرش ، بودند، تصمیم گرفتند قدمی هوشمندانه برای امنیت مالی او بردارند. آن‌ها با مشورت کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان، حساب FHSA ویژه آرش که هنوز در خانه آن‌ها زندگی می‌کند، را راه‌اندازی کردند تا مسیر خرید اولین خانه برای او هموار شود. هر سال، مبلغ ۸,۰۰۰ دلار به این حساب واریز می‌شد و آن‌ها با هر واریز، احساس می‌کردند نه تنها سرمایه‌ای برای آینده فرزندشان جمع می‌کنند، بلکه اعتماد به نفس و استقلال مالی او را نیز تقویت می‌کنند.

رضا و نرگس می‌دانستند که این پس‌انداز، علاوه بر اینکه رشد می‌کند، از مزایای معافیت مالیاتی نیز بهره‌مند است و در اظهارنامه مالیاتی فرزندشان ثبت می‌شود. این نکته، آرامش خاطر والدین را بیشتر می‌کرد، زیرا مطمئن بودند که هر دلار سرمایه‌گذاری شده، به بهترین شکل برای آینده آرش به کار گرفته می‌شود.

هر بار که آرش درباره آینده و خرید خانه صحبت می‌کرد، والدین لبخند می‌زدند و به خود می‌گفتند که تصمیم هوشمندانه آن‌ها با همراهی و راهنمایی کارشناسان شرکت بیمه رحیمیان، نه تنها زندگی مالی فرزندشان را بیمه کرده، بلکه حس مسئولیت‌پذیری و برنامه‌ریزی آینده‌نگر را در او پرورش داده است. برای آن‌ها، این پس‌انداز، نمادی از عشق و توجه به نسل بعدی بود و اطمینان می‌داد که آرش بدون دغدغه مالی، می‌تواند به استقلال و رؤیای خانه‌دار شدن برسد.

↑ بازگشت به فهرست

mohammad rahimian
محمد رحیمیان - بروکر بیمه در تورنتو کانادا
صداقت من مهم تر از درآمد من است.
حتما با من برای مشورت تماس بگیرید.
تلفن مستقیم دفتر تورنتو
905-370-0011 📞
شرکت بیمه رحیمیان از سال ۲۰۰۲ در کانادا فعالیت دارد. ما عضو رسمی مشاوران بیمه و امور مالی در کانادا هستیم و با پشتوانه بیش از ۳۰ سال تجربه در ایران و کانادا، ارائه کننده خدمات بیمه فردی، گروهی و سرمایه گذاری می باشیم. من محمد رحیمیان و همکارانم، با تخصص و تجربه خود در زمینه بیمه، برای مشاوره رایگان در خدمتتان هستیم.
شرکت بیمه رحیمیان در تورنتو کانادا
whatsapp
مشاوره از طریق واتسپ