یا چگونه بین حفظ سرمایه و نیازهای بلندمدت تعادل برقرار کنیم؟
وقتی صحبت از پسانداز و سرمایهگذاری میشود، دوران بازنشستگی معمولاً نشاندهندهی انتقال از مرحلهی «انباشت سرمایه» به مرحلهی «برداشت و استفاده از سرمایه» است. در واقع، بیشتر افراد پس از پایان دوران کاری خود دیگر به پسانداز بازنشستگی اضافه نمیکنند و در عوض، شروع به استفاده از این سرمایه برای تأمین درآمد زندگی میکنند.
در این مرحله، شاید منطقی به نظر برسد که برای محافظت از سرمایهای که طی سالها جمعآوری شده، ریسک سبد سرمایهگذاری را تا حد امکان کاهش دهیم؛ حتی اگر این موضوع به معنای پذیرش بازدهی کمتر باشد. اما آیا این تنها راهحل ممکن است؟ در ادامه به چند نکته مهم میپردازیم تا بتوانید دید بهتری نسبت به این موضوع پیدا کنید.
عامل اول: آینده بسیار طولانی است
اولین نکته مهم این است که طی یک قرن گذشته، امید به زندگی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. امروزه عجیب نیست که دوران بازنشستگی ۲۵ تا ۳۰ سال یا حتی بیشتر طول بکشد. بنابراین، سرمایهای که فرد برای بازنشستگی جمعآوری کرده باید بتواند تمام این مدت هزینههای زندگی را پوشش دهد.
این موضوع در عمل چه معنایی دارد؟
فرض کنید فردی ۶۵ ساله، یک میلیون دلار سرمایه بازنشستگی دارد و قصد دارد سالانه ۵۰ هزار دلار برداشت کند؛ مبلغی که هر سال ۲٪ نیز افزایش یابد تا با تورم هماهنگ شود. بر اساس این فرضهای ساده، این فرد نیاز دارد به طور متوسط حدود ۵.۵٪ بازده سالانه کسب کند تا سرمایهاش تا سن ۹۵ سالگی دوام بیاورد.
(برای سادهسازی، مالیات در این مثال لحاظ نشده است؛ در حالیکه در واقعیت میتواند تأثیر قابلتوجهی داشته باشد.)
نمودار مقاله نشان میدهد که حتی اختلاف چند درصدی در نرخ بازده سالانه، تأثیر بسیار بزرگی بر مدت دوام سرمایه بازنشستگی دارد. برای مثال:
- با بازده ۲٪، سرمایه حدود سن ۸۵ سالگی تمام میشود.
- با بازده ۳٪، تا حدود ۸۸ سالگی دوام دارد.
- با بازده ۴٪، تا حدود ۹۰ سالگی ادامه پیدا میکند.
- با بازده ۵٪، تا حدود ۹۳ سالگی کافی است.
- و با بازده ۵.۵٪، سرمایه تقریباً تا ۹۵ سالگی دوام میآورد.
پیام اصلی این است که چند درصد اختلاف در بازده سرمایهگذاری، میتواند سالها تفاوت در طول عمر سرمایه ایجاد کند.
عامل دوم: ریسک
موضوع مهم بعدی این است که برای رسیدن به چنین بازدهی، چه نوع پرتفویی لازم است؟
آیا یک سبد سرمایهگذاری محافظهکار کافی خواهد بود؟ یا باید بخش بزرگی از سرمایه در معرض نوسانات بازار سهام قرار گیرد؟
بر اساس فرضیات مؤسسه برنامهریزی مالی (Institut de planification financière)، میتوان بهطور تقریبی انتظار داشت:
- سرمایهگذاریهای کوتاهمدت: بازده متوسط ۲.۴٪
- اوراق با درآمد ثابت و کمریسک: حدود ۳.۴٪
- سهام کانادایی و آمریکایی (پرریسکتر): حدود ۶.۶٪
بنابراین، برای دستیابی به بازده متوسط ۵.۵٪، و با فرض اینکه ۵۰ هزار دلار بهصورت نقد یا کوتاهمدت نگهداری شود، فرد مثال ما باید حدود ۶۸٪ از سرمایه خود را در بازار سهام سرمایهگذاری کند. چنین پرتفویی طبیعتاً در برابر نوسانات بازار سهام حساسیت بالایی خواهد داشت.
پیدا کردن نقطه تعادل
این مثال، چالش اصلی بازنشستگان را بهخوبی نشان میدهد:
پیدا کردن تعادل مناسب بین میزان بازده موردنیاز و سطح ریسکی که میتوان تحمل کرد.
اگر عملکرد بازار، مخصوصاً در سالهای ابتدایی بازنشستگی، منفی باشد، پرتفویی که بیش از حد در سهام سرمایهگذاری شده میتواند آسیب جدی ببیند.
از طرف دیگر، اگر سهم سهام خیلی کم باشد، ممکن است سرمایه رشد کافی نداشته باشد و زودتر از انتظار تمام شود.
به همین دلیل، ارزیابی میزان تحمل ریسک در طول دوران بازنشستگی بسیار مهم است.
قانون قدیمی «۱۰۰ منهای سن»
یک قانون قدیمی در سرمایهگذاری میگوید:
درصد سهام در سبد سرمایهگذاری = ۱۰۰ منهای سن شما
برای مثال، فردی ۶۵ ساله باید حدود ۳۵٪ از پرتفوی خود را در سهام نگه دارد و این درصد بهمرور با افزایش سن کاهش یابد تا سرمایه محافظت بیشتری شود.
اما امروزه بسیاری از متخصصان این قانون را بیش از حد محافظهکارانه میدانند. در مثال مطرحشده، چنین ترکیبی ممکن است باعث شود سرمایه فرد قبل از رسیدن به سن ۹۵ سالگی به پایان برسد.
چگونه پروفایل ریسک مناسب خود را پیدا کنیم؟
پاسخ واقعی به این سؤال به شرایط شخصی هر فرد بستگی دارد:
- میزان درآمد موردنیاز در بازنشستگی
- سایر منابع درآمد مانند حقوق بازنشستگی دولتی یا خصوصی
- میزان تحمل ریسک
- اهداف خانوادگی و ارث
- وضعیت سلامتی و طول عمر مورد انتظار
برای مثال، اگر فرد مثال ما بهجای ۵۰ هزار دلار، سالانه فقط ۴۰ هزار دلار نیاز داشته باشد، احتمالاً میتواند با بازده کمتر و پرتفوی کمریسکتر نیز تا سن ۹۵ سالگی دوام بیاورد.
همچنین، اگر فرد از حقوق بازنشستگی دولتی یا خصوصی برخوردار باشد، نقش پسانداز شخصی در تأمین درآمد بازنشستگی متفاوت خواهد بود و نگاه او به ریسک و بازده نیز تغییر میکند.
برنامهریزی برای برداشت سرمایه
برنامهریزی دوران برداشت سرمایه (Distribution Planning) یکی از مهمترین و در عین حال پیچیدهترین بخشهای برنامهریزی مالی است.
سؤالات مهمی که باید بررسی شوند:
- نیازهای مالی شما چیست و چگونه در آینده تغییر میکند؟
- چه میزان ریسک را میتوانید تحمل کنید؟
- این تحمل ریسک با افزایش سن چگونه تغییر خواهد کرد؟
- آیا قصد دارید برای فرزندان یا وراث خود ارثی باقی بگذارید؟
- چه مقدار درآمد تضمینشده در اختیار دارید؟
در نهایت، پاسخ به این سؤال که «در دوران بازنشستگی باید چه میزان بازدهی هدفگذاری کرد؟» کاملاً شخصی است.
و بهترین نقطه شروع، گفتوگو با یک مشاور مالی حرفهای است تا بر اساس شرایط، اهداف و میزان تحمل ریسک شما، برنامهای مناسب طراحی شود.
نکته:
فرضیات و ارقام استفادهشده در این مقاله بر اساس دادههای تاریخی و منابع معتبر تهیه شدهاند؛ اما عملکرد گذشته، تضمینی برای نتایج آینده نیست و سرمایهگذاری در بازار همواره با ریسک همراه است.

